فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان
صاحب نهج البلاغه نقل می‌کند: علی علیه السلام ابوبکر و عمر را ستوده است؛ چنان‌که از علی‌بن ابی طالب نقل می‌کند که درباره ابوبکر گفت: او در حالی که پاک بود و عیب اندکی داشت از دنیا رفت. خیر دنیا را به دست آورد و پیش از آن که گرفتار شرّ آن شود از دنیا رفت. ا
صاحب نهج البلاغه نقل می‌کند: علی علیه السلام ابوبکر و عمر را ستوده است؛ چنان‌که از علی‌بن ابی طالب نقل می‌کند که درباره ابوبکر گفت: او در حالی که پاک بود و عیب اندکی داشت از دنیا رفت. خیر دنیا را به دست آورد و پیش از آن که گرفتار شرّ آن شود از دنیا رفت. او اطاعت الهی را به جا آورد و به گونه‌ای شایسته تقوای الهی را رعایت کرد. (نهج البلاغه،ص 350، تحقیق صبحی صالح). پس چرا شیعیان اصحاب را عیب جویی می‌کنند آیا علی علیه السلام جز آنچه در دلش بود اظهار می‌کرد؟

پاسخ
گرد آورنده پرسش‌ها به خطبه 223 نهج البلاغه نظر دارد که با جمله «لِلَّهِ بِلَادُ فُلَانٍ» آغاز شده است و در آنجا نه اسمی از ابوبکر آمده و نه اسمی از عمر، بلکه کلمه «فلان» ذکر شده است.
اوّلًا: این خطبه را مغیرة بن شعبه که از دشمنان خاندان علی است نقل کرده و نمی‌تواند معتبر باشد.
ثانیاً: شارحان نهج البلاغه در بیان مقصود از «فلان» نظرات مختلفی دارند:
1. قطب الدین راوندی می‌گوید: حضرت در مقام ستایش بعضی از بزرگان از اصحاب خود است که بعد از پیامبر خدا آلوده فتنه نشدند.
2. ابن ابی الحدید می‌گوید: مقصود عمر بن خطاب است.
3. طبری می‌گوید: این جمله‌ها مربوط به دختر «ابی حثمه» نوحه‌گر مدینه است، نه علی بن ابی طالب.
وقتی عمر درگذشت، دختر ابی حثمه این جمله‌ها را در رثای وی گفت و گریست. مغیره می‌گوید: وقتی عمر را به خاک سپردند، به خانه علی آمدم تا از او درباره عمر چیزی بشنوم. علی از خانه بیرون آمد، در حالی که غسل کرده و آب غسل را از سر و روی خود می‌گرفت. فرمود:
خدا ابن خطاب را رحمت کند.
دختر ابی حثمه راست گفت: او خیر خلافت را با خود برد و از شر آن نجات یافت، به خدا سوگند این گفتار مال او نیست، بلکه به او گفته‌اند که این‌ها را بگوید. مقصود از شرّ خلافت، اوضاع ناگواری است که در دوران عثمان پیدا شد.
4. ابن شبّه از عبداللَّه بن مالک نقل می‌کند که ما با علی علیه السلام از دفن عمر برگشتیم، امام وارد خانه شد. غسل کرد. سپس از خانه خارج شد و قدری سکوت نمود. سپس گفت: خدا به نوحه گر عمر خیر دهد که گفت:
«وَا عُمَراه! أَقَامَ اْلأَوَد، وا عمراه! ذهبَ نَقِیَّ الثَّوبِ قَلِیلَ الْعَیبِ»؛ به خدا سوگند او از این جمله‌ها خبر نداشت، بلکه به او آموختند که چنین بگوید. «1» به خدا سوگند عمر خیر خلافت را درک کرد و شر را بعد از خود بر جای نهاد.
نتیجه می‌گیریم که اولًا موصوف به این کلمات در کلام علی علیه مشخص نیست و در نهج البلاغه تنها کلمه «فلان» آمده است.
از آن گذشته، طبق نقل طبری و ابن شبّه، روشن شد که تمام این جمله‌ها ساخته و پرداخته رجال سیاسی بود که به نوحه‌گر آموخته بودند درباره مرگ عمر چنین بگوید.
دقت در مجموع الفاظ نهج البلاغه حکایت می‌کند که حضرت از آینده‌ای تاریک، که دامنگیر عثمان شد، خبر می‌دهد و چندان نظری به ستایش فرد مورد نظر ندارد. «2»

1- تاریخ المدینة المنوره، ج 3، ص 941، تحقیق فهیم محمد شلتوت.
2- پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان، محمد طبری، ص 310