شنبه 15 بهمن 1390 - السبت 10 ربيع الاوّل 1433 - Sat 04 February 2012
 
  • صفحه اصلي سايت
  • نسخه آر اس اس
  • ارتباط با ما
  • سايت عربي
  • آدرس دفاتر
 
 
 
01
المقصد السادس: في بيان الامارات المعتبرة شرعاً و عقلاًدر مقصد ششم  در اطراف چند  چيز  بحث مي‌شود: 1) حجيّت ظواهر، 2)  حجيّت قول لغوي، 3)  حجيّت
02
مرحوم خراساني  مقصد  ششم را درباره‌ي حجج شرعيه قرار داده است  و حجج شرعيه هم از نظر ايشان عبارتند از:1- ظواهر کتاب، 2- قول لغوي، 3- حجيت اجماع منقول، 4- شهرت، 5-
03
مرحوم آخوند تقسيم را ثنائي کرد  نه ثلاثي. زیرا به نظر ايشان متعلق قطع  اعم است از حکم واقعي و حکم ظاهري، قهراً تمام امارات و اصول عمليه شرعيه  تحت مقوله‌ي
04
بحث ما درباره‌ي مجاري «اصول عمليه» مي‌باشد، نه درباره‌ي عدد «اصول عمليه».  و  گفتیم مرحوم شيخ انصاري در بیان مجاری  اصول  سه عبارت دارد
05
العبارة‌  الرابع: فی بیان مجاری الأصول فاعلم ان ههنا بياناً رابعاً لبيان مجاري الاصول. باید دانست که ما  در باره‌ی مجاري اصول، يک بيان چهارمي هم 
06
قبلاً عرض کرديم که در اينجا چند امر وجود دارد، امر اول را خوانديم و آن اين بود که مرحوم شيخ و آخوند فرمودند که: «يجب متابعة القطع ‌و...، » و ما در اطراف اين
07
الرابع: لیس القطع حجّة منطقیةمطلب سوم در باره‌ی اين بود که  آيا حجيّت براي« قطع» ذاتي است يا ذاتي نيست؟ این را بحث  کردیم، و اکنون می‌خواهیم 
08
بحث ما درباره حجيت قطع است وگفتیم که حجيت بر سه قسم است: 1- حجيت لغوي، و يا  حجیت عقلائي، 2- حجيت منطقي، 3- حجيت اصولي. و ما  از ميان اين سه حجيت، حجيت لغوي را به طور
09
الأمر الثاني: في التجري قبل از ورود به اصل بحث تجري، لازم است چند مطلب را به عنوان مقدمه متذکر مي شويم.1-  التجری لغة مطلب اول  این است که باید ببینیم  تجري
10
همانطوری  که قبلاً  عرض شد باید  در باب  « تجرّی» در دو مقام بحث کنیم: 1-  درباره‌ی حکم خودِ تجرّي که آيا تجرّي « بما هو هو» حلال است يا حرام؟
11
معنای لغوی تجری بحث ما در باره‌ی تجری است وگفتیم  تجری در لغت به معنای اظهار جرأت است،یعنی آدمی که اظهار جرأت می‌کند، به او  گفته
11
معنای لغوی تجری بحث ما در باره‌ی تجری است وگفتیم  تجری در لغت به معنای اظهار جرأت است،یعنی آدمی که اظهار جرأت می‌کند، به او  گفته
12
در بحث های گذشته معنای لغوی و اصطلاحی تجرّی را بیان کردیم و نیز بحث کردیم که آیا مسئله‌ی تجری جزء مسائل کلامی است یا جزء مسائل علم اصول، و یا  اینکه از مسائل
13
بحث ما در ادله‌ی کسانی است که تجری را حرام می‌دانند و مهمترین دلیل آنان  دلیل عقلی است که آن را چهار گونه تقریر نموده‌اند:1:تقریر محقق خراسانی2: تقریر شیخ
14
بحث ما در «تجری» است  نه در «متجری به»، و  یکی از اقوال در  «تجری» این است که تجری قبیح است  و به دنبال« قبح» حرمت بر آن تعلق می گیرد.
15
بحث ما در باره‌ی  فعل «متجرّی به» است و  ما در  فعل «متجری به» از دو نظر و دو حیث بحث می‌کنیم:1- از نظر حسن و قبح،‌2- از نظر حرمت.دیدگاه محقق
16
بحث ما در  باب «تجری»  از نظر دلایل عقلی به پایان رسید  و نتیجه این شد که  «تجری» قبح فعلی ندارد، اما قبح فاعلی دارد ولی فعل « متجرّی به» که
17
سؤال: ممکن است کسی این سؤال را بکند، بعد از آنکه از طریق دلایل عقلی، ثابت شد که «تجری»  قبح فعلی ندارد بلکه قبح فاعلی  دارد  و به  بیان دیگر «تجری»
18
تا کنون دلیلی بر قبح تجری پیدا نکردیم، یعنی نه  دلیل عقلی بر قبح تجری پیدا کردیم و نه دلیل نقلی،‌از دلیل نقلی مقداری  آیات  و روایات را «که توهم شده بود بر
19
الأمر الثالث:‌فی تقسیم القطع إلی طریقی و موضوعی در این امر سوم،‌این  «مطالب»  مورد بحث قرار می گیرند:1- تقسیم القطع إلی طریقی  و موضوعی. 2- تقسیم
20
بحث ما در امر سوم است و در آن سه مطلب بیان شد و گفته شد  که  اقسام قطع پنج‌تاست:‌ 1- قطعی طریقی،‌2- قطعی موضوعی، قطع موضوعی هم خودش بر دو قسم است:‌الف) قطع
21
بحث ما در این است که آیا  «امارة»  با همان  دلیل حجیتش [1] جانشین قطع می‌شود یا نمی‌شود ؟ اگر «قطع» طریقی محض باشد، یعنی در جایی که شارع حکم را
22
بحث در این بود که آیا اماره[1]  جانشین قطع  موضوعی طریقی می‌شود یا  نمی‌شود؟ [2]مرحوم شیخ  انصاری فرمود: اشکالی ندارد ولی آخوند فرمود که این مستلزم جمع
23
آیا اصول غیر محرزه مانند:« برائت» جانشین قطع طریقی موضوعی می‌شود یا نمی‌شود؟ جانشین قطع موضوعی طریقی نمی‌شود، چرا؟ چون با همدیگر  تشابه و سنخیت
24
بحث در این بود که آیا اصول محرزه مانند:« استصحاب» جانشین قطع موضوعی طریقی می‌شود یا نمی‌شود؟  بر این  مطلب  چند تا اشکال شد:اشکال اول  اولین
25
الأمر الرابع:‌فی اقسام  القطع الموضوعی ‌قال المحقق الخراسانی فی الکفایه: «لا یکاد یمکن أن یوخذ القطع بحکم فی موضوع نفس هذا الحکم،‌للزوم الدور و لا
26
فی أقسام الظن المأخوذة فی الموضوعبحث در این بود که  آیا  قطع  به  «حکم» در  موضوع خودش،‌یا مثلش، یا ضدّش و یا مخالفش  واقع می‌شود یا  واقع