المقصد السادس: في بيان الامارات المعتبرة شرعاً و عقلاًدر مقصد ششم در اطراف چند چيز بحث ميشود: 1) حجيّت ظواهر، 2) حجيّت قول لغوي، 3) حجيّت
|
مرحوم خراساني مقصد ششم را دربارهي حجج شرعيه قرار داده است و حجج شرعيه هم از نظر ايشان عبارتند از:1- ظواهر کتاب، 2- قول لغوي، 3- حجيت اجماع منقول، 4- شهرت، 5-
|
مرحوم آخوند تقسيم را ثنائي کرد نه ثلاثي. زیرا به نظر ايشان متعلق قطع اعم است از حکم واقعي و حکم ظاهري، قهراً تمام امارات و اصول عمليه شرعيه تحت مقولهي
|
بحث ما دربارهي مجاري «اصول عمليه» ميباشد، نه دربارهي عدد «اصول عمليه». و گفتیم مرحوم شيخ انصاري در بیان مجاری اصول سه عبارت دارد
|
العبارة الرابع: فی بیان مجاری الأصول فاعلم ان ههنا بياناً رابعاً لبيان مجاري الاصول. باید دانست که ما در بارهی مجاري اصول، يک بيان چهارمي هم
|
قبلاً عرض کرديم که در اينجا چند امر وجود دارد، امر اول را خوانديم و آن اين بود که مرحوم شيخ و آخوند فرمودند که: «يجب متابعة القطع و...، » و ما در اطراف اين
|
الرابع: لیس القطع حجّة منطقیةمطلب سوم در بارهی اين بود که آيا حجيّت براي« قطع» ذاتي است يا ذاتي نيست؟ این را بحث کردیم، و اکنون میخواهیم
|
بحث ما درباره حجيت قطع است وگفتیم که حجيت بر سه قسم است: 1- حجيت لغوي، و يا حجیت عقلائي، 2- حجيت منطقي، 3- حجيت اصولي. و ما از ميان اين سه حجيت، حجيت لغوي را به طور
|
الأمر الثاني: في التجري قبل از ورود به اصل بحث تجري، لازم است چند مطلب را به عنوان مقدمه متذکر مي شويم.1- التجری لغة مطلب اول این است که باید ببینیم تجري
|
همانطوری که قبلاً عرض شد باید در باب « تجرّی» در دو مقام بحث کنیم: 1- دربارهی حکم خودِ تجرّي که آيا تجرّي « بما هو هو» حلال است يا حرام؟
|
معنای لغوی تجری بحث ما در بارهی تجری است وگفتیم تجری در لغت به معنای اظهار جرأت است،یعنی آدمی که اظهار جرأت میکند، به او گفته
|
معنای لغوی تجری بحث ما در بارهی تجری است وگفتیم تجری در لغت به معنای اظهار جرأت است،یعنی آدمی که اظهار جرأت میکند، به او گفته
|
در بحث های گذشته معنای لغوی و اصطلاحی تجرّی را بیان کردیم و نیز بحث کردیم که آیا مسئلهی تجری جزء مسائل کلامی است یا جزء مسائل علم اصول، و یا اینکه از مسائل
|
بحث ما در ادلهی کسانی است که تجری را حرام میدانند و مهمترین دلیل آنان دلیل عقلی است که آن را چهار گونه تقریر نمودهاند:1:تقریر محقق خراسانی2: تقریر شیخ
|
بحث ما در «تجری» است نه در «متجری به»، و یکی از اقوال در «تجری» این است که تجری قبیح است و به دنبال« قبح» حرمت بر آن تعلق می گیرد.
|
بحث ما در بارهی فعل «متجرّی به» است و ما در فعل «متجری به» از دو نظر و دو حیث بحث میکنیم:1- از نظر حسن و قبح،2- از نظر حرمت.دیدگاه محقق
|
بحث ما در باب «تجری» از نظر دلایل عقلی به پایان رسید و نتیجه این شد که «تجری» قبح فعلی ندارد، اما قبح فاعلی دارد ولی فعل « متجرّی به» که
|
سؤال: ممکن است کسی این سؤال را بکند، بعد از آنکه از طریق دلایل عقلی، ثابت شد که «تجری» قبح فعلی ندارد بلکه قبح فاعلی دارد و به بیان دیگر «تجری»
|
تا کنون دلیلی بر قبح تجری پیدا نکردیم، یعنی نه دلیل عقلی بر قبح تجری پیدا کردیم و نه دلیل نقلی،از دلیل نقلی مقداری آیات و روایات را «که توهم شده بود بر
|
الأمر الثالث:فی تقسیم القطع إلی طریقی و موضوعی در این امر سوم،این «مطالب» مورد بحث قرار می گیرند:1- تقسیم القطع إلی طریقی و موضوعی. 2- تقسیم
|
بحث ما در امر سوم است و در آن سه مطلب بیان شد و گفته شد که اقسام قطع پنجتاست: 1- قطعی طریقی،2- قطعی موضوعی، قطع موضوعی هم خودش بر دو قسم است:الف) قطع
|
بحث ما در این است که آیا «امارة» با همان دلیل حجیتش [1] جانشین قطع میشود یا نمیشود ؟ اگر «قطع» طریقی محض باشد، یعنی در جایی که شارع حکم را
|
بحث در این بود که آیا اماره[1] جانشین قطع موضوعی طریقی میشود یا نمیشود؟ [2]مرحوم شیخ انصاری فرمود: اشکالی ندارد ولی آخوند فرمود که این مستلزم جمع
|
آیا اصول غیر محرزه مانند:« برائت» جانشین قطع طریقی موضوعی میشود یا نمیشود؟ جانشین قطع موضوعی طریقی نمیشود، چرا؟ چون با همدیگر تشابه و سنخیت
|
بحث در این بود که آیا اصول محرزه مانند:« استصحاب» جانشین قطع موضوعی طریقی میشود یا نمیشود؟ بر این مطلب چند تا اشکال شد:اشکال اول اولین
|
الأمر الرابع:فی اقسام القطع الموضوعی قال المحقق الخراسانی فی الکفایه: «لا یکاد یمکن أن یوخذ القطع بحکم فی موضوع نفس هذا الحکم،للزوم الدور و لا
|
فی أقسام الظن المأخوذة فی الموضوعبحث در این بود که آیا قطع به «حکم» در موضوع خودش،یا مثلش، یا ضدّش و یا مخالفش واقع میشود یا واقع
|