واژه ى آزادى از زيباترين واژه هايى است كه گوش بشر آن را شنيده و با آن انس گرفته است. تو گويى آزادى نشانه ى جَستن از قفس، و رهيدن از زندان ،و گسستن قيد و بند بردگى است. در اين صورت، كدام انسان آزاده اى است كه به چنين شيوه اى از زندگى عشق نورزد، و قلبش براى آن نتپد، و دلداده ى آن نباشد، و چه بسا جان خود را در راه آن نبازد؟در طول تاريخ ، پديده ى آزادى، موقعيّت و منزلت خود را در قلوب انسان ها، حفظ كرده، و مى توان گفت: عمرى، به بلنداى عمر انسان دارد،
|
هر نوع داورى درباره ى آزادى، در گرو تعريف صحيح از آزادى است، و تا اين مطلب، روشن نشود نمى توان درباره ى آن قضاوت و داورى كرد. پيش از تعريف صحيح از آزادى و بيان مبناى آن، به نكاتى اشاره مى كنيم:1. آزادى در مقابل استبدادآزادى در غرب در قرون گذشته قداست بيشترى داشت و اكنون نيز دارد، ولى قداست آن در دوران مبارزه با حكومت كليسا بر كليه ى شؤون زندگى مردم، به معنى ضدّ استبداد بود، استبدادى كه فرد يا گروهى حاكم مطلق بوده و گروه ديگر
|
در بررسى پيشين يادآور شديم: دستيابى به يك تعريف جامع در باب آزادى كه با تمام جهان بينى هاى گوناگون سازگار باشد امرى مشكل و دشوار است. زيرا ديدگاه هاى مختلف درباره انسان، مانع از آن است كه به تعريف يكسانى در مورد آزادى، دست يابيم،ولى در عين حال مى توان آزادى را به گونه اى تعريف نمود كه با همه ديدگاه ها به نوعى سازگار باشد.در فصل گذشته، آزادى را چنين تعريف كرديم: مساعد بودن شرايط براى شكوفايى استعدادها و رفع هر نوع مانع در راه پيشرفت فرد
|
آيا نعمت ارزشمندى به نام «آزادى» براى انسان آفريده شده، و تا آنجا كه به سعادت و خوشبختى او ضرر نزند، در خدمت او باشد، يا اين كه انسان با عظمت،براى آزادى آفريده شده، و به تعبيرى انسان تابع آزادى است و نبايد از آن سرپيچى كند.معنى نظريه نخست اين است كه انسان كه گل سر سبد خلقت است بايد از تمام مواهب كه در طريق تكامل و خوشبختى او است، بهره بگيرد، در اين صورت، آزادى بسان ديگر مواهب بايد در خدمت انسان باشد و اگر روزى آزادى همانند
|
امروز مهم ترين مسأله اى كه انديشه ى نسل جوان و تحصيل كرده را به خود معطوف ساخته، مسأله ى آزادى عقيده و بيان است. كرامت انسان را در اين مى دانند كه انسان در گزينش هر نوع عقيده، و در نشر و گسترش آن، آزاد باشد و هيچ شخص و مقامى نتواند انسان را به خاطر عقيده و انديشه اش نكوهش كند و يا از تبليغ و دعوت به آن، جلوگيرى نمايد.اين گروه احياناً براى ساكت كردن گروه مخالف به آيه ى (لا إِكراهَ فِى الدِّين)استدلال مى كنند، و مى گويند: به حكم محكوميت اكراه در
|
يكى از مباحث مهمّ مطبوعات و رسانه هاى معاصر، مسأله ى آزادى عقيده است. گروهى از نويسندگان، عقيده را در حدّ گزينش شغل، همسر، مسكن، لباس، و آرايش و عضويت در حزب قرار داده و مى گويند: همان طور كه انسان در انتخاب اين امور حرّ و آزاد است، همچنين در انتخاب عقيده نيز آزاد مى باشد.آنان، براى تأييد گفتار خود، هيجدهمين مادّه ى اعلاميه ى جهانى حقوق بشر را پيش مى كشند كه مى گويد:«هر كس حق دارد كه از آزادى فكر، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمّن
|
آدم: پدر انسان ها و اولين پيامبر الهى.نام آدم در 9 سوره و 25بار آمده و به سرگذشت او در سوره هاى بقره ، اعراف ، حجر ، اسراء ، كهف و طه اشاره شده است.آدم را با نام ها ، القاب و صفاتى چون «بشر» (بحارالانوار ، ج11 ، ص 134) «ابوالبشر» ، «صفى اللّه» ، «خليفة اللّه» ، «ابوالورى» ، «ابومحمد» و «معلم الاسماء» مى خوانند. برخى از عرفا از او به «مختصر شريف» ، «خليفه» و
|
آيه پنجاه و پنجم از سوره مائده درباره ولايت خدا ، رسول و ائمه (عليهم السلام . (إِنّما وَليُّكُمُ اللّه وَرَسُولهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُونَ الصَّلوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاة وَهُمْ راكِعُون) ; «همانا ولى امر شما تنها خدا ، رسول و آن مؤمنانى هستند كه نماز به پا داشته و در حال ركوع زكات مى دهند». از ديدگاه مفسران و متكلمان اماميه ، آيه ولايت يكى از روشن ترين دلايل امامت بلا فصل على (عليه السلام) است ، زيرا اگر
|
يكى از صفات فعل الهى به معناى ايجاد آفرينش بدون الگوى پيشين. ابداع مصدر باب افعال از مادّه بَدَعَ ، در لغت به چيزى گفته مى شود كه تازه و اوّل بوده ، (الصحاح ، ج3 ، ص 1183 ; العين ، ج2 ، ص 54) و يا مسبوق به نمونه قبلى نباشد. (كشاف اصطلاحات الفنون والعلوم ، ج1 ، ص 85 ; القاموس المحيط ، ج3 ، ص 228) و در اصطلاح به معناى احداث و ايجاد چيزى است كه مسبوق به مادّه و زمان نباشد. (التعريفات ، ص 3 ; موسوعة مصطلحات جامع
|