پاسخ: قرآن با دلايل روشن، قطعى بودن معاد و برانگيختگى بشر را پس از مرگ، ثابت نموده، و آن را يك رويداد حتمى تلقى مى كند و از طُرق ياد شده در زير بر آن استدلال مى كند:1. معاد ترسيم گر هدف خلقت.2. معاد نتيجه ى قطعى عدل الهى.3. معاد تجلى گاه وعده هاى الهى.4. معاد مظهر رحمت خدا.5. معاد سير نهايى تكامل انسانى.6. ربوبيت خدا ملازم با معاد انسانها است.اكنون به بيان هر يك از اين دلايل مى پردازيم:1. معاد ترسيم گر هدف خلقتيكى از پرسش هايى كه پيوسته بشر متفكر با آن
|
پاسخ: «آكل» در لغت عرب به معنى «خورنده» و «مأكول» به معنى «خورده شده» است محور اشكال اين است كه اگر انسانى، طعمه انسانى ديگر و جزء بدن او گردد، خواه به طور مستقيم چنان كه گاهى اتفاق مى افتد، يا به صورت غير مستقيم چنان كه بدنهاى مردگان به خاك تبديل مى شود، سپس از طريق نبات و گياه، عضو بدن حيوانى مى گردد، و سرانجام تبديل به انسان مى شود، و يا مستقيماً خود انسان از آن نبات و گياه بهره مى گيرد. در اين صورت تكليف معاد
|
پاسخ: تناسخ از ريشه «نَسْخ» گرفته شده و از كلمات اهل لغت درباره اين واژه، چنين بر مى آيد كه از آن، دو خصوصيت استفاده مى شود:1. تحول و انتقال.2. تعاقب دو پديده كه يكى جانشين ديگرى گردد.([1])در آنجا كه حكمى در شريعت به وسيله حكم ديگر برطرف شود، لفظ «نسخ» به كار مى برند،و هر دو ويژگى به روشنى در آن موجود است، ولى آنجا كه اين لفظ در مسايل كلامى مانند «تناسخ» به كار مى رود تنها به ويژگى اول اكتفا مى شود، ويژگى دوم مورد نظر قرار نمى
|
قرآن در اين زمينه مى فرمايد:(قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللّهُ وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنازِيرَ وَعَبَدَ الطّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَأَضَلُّ عَنْ سَواء السَّبيلِ) .([1])«بگو شما را به كيفرى بد نزد خدا آگاه سازم، آنان كسانى هستند كه خدا آنها را از رحمت خود دور كرده و بر آنها خشم گرفته و برخى از آنان را به صورت ميمون و خوك درآورده است و كسانى كه
|
پاسخ: بازگشت اين گروه به اين جهان با احياى مردگان به وسيله حضرت مسيح، تفاوتى ندارد، تمام پيروان قرآن و پيروان آيين مسيح بر معجزه هاى او در اين مورد صحه نهاده اند، و هيچ كس فكر نكرده است كه احياى مردگان از مقوله ى تناسخ مى باشد بلكه آن را معجزه وكرامت ناميده اند، بنابراين بازگشت گروهى از تبهكاران ونيكوكاران به دنيا، حالت احياى مردگان توسط مسيح را دارد و هيچ ارتباطى به مسأله تناسخ ندارد، زيرا محور تناسخ تعدد بدن و تنزل نفس از مقام
|
پاسخ: در لسان علما، به پيروى از قرآن، مسأله اى است به نام «اَشْراطُ السّاعة» كه مقصود از آن علايم و نشانه هاى رستاخيز است.علايم رستاخيز به دو نوع تقسيم مى شوند:1. حوادثى كه پيش از وقوع قيامت و قبل از به هم خوردن نظام آفرينش، در حالى كه انسانها در روى زمين زندگى مى كنند، رخ مى دهد، و كلمه ى «اشراط» غالباً به اين قسم از رخدادها اطلاق مى شود.2. رخدادهايى كه مايه ى به هم خوردن نظام آفرينش مى گردد كه بيشتر آنها در سوره هاى تكوير، انفطار،
|
پاسخ: از نامهاى قيامت در قرآن «يوم الحساب»([1]) است، يعنى روزى كه خداوند به حساب اعمال بندگان خود مى رسد. اين مطلب به قدرى مسلم است كه على (عليه السلام) آنجا كه فرق ميان دنيا و آخرت را بيان مى نمايد، مى فرمايد:«دنيا سراى عمل و كوشش است و نه جايگاه حساب، و آخرت جايگاه حساب است نه وقت عمل و كوشش».([2])ولى در عين حال پيرامون حساب، در آيات قرآن و روايات اسلامى يك رشته عناوين مورد توجه قرار گرفته كه بررسى آنها گذشته بر اين كه به بالا
|
پاسخ: آن چه مسلم است در روز قيامت از اعمال بندگان سؤال مى شود و هركسى نتيجه كارهايى را كه در دنيا كرده مى بيند، امّا هميشه اين پرسش در ذهن مى آيد كه از چه چيزهايى مورد سؤال واقع مى شويم و پاسخ گوى چه اعمالى بايد باشيم، قرآن كريم و روايات به اين موضوع اهمتمام ورزيده و با شيوايى خاصّى پاسخ اين سؤال را ارائه نموده اند.آيات مربوط به اين بحث را به دو دسته مى توان تقسيم كرد:دسته اوّل آياتى كه حاكى از اين است كه از تمام كارهايى كه انسان انجام
|
پاسخ: واژه ى حساب در قرآن در دومعنى به كار رفته است:1. حساب تكوينى.2. حساب تدوينى.حساب تكوينىمقصود از حساب تكوينى اين است كه آفرينش بر اساس يك رشته قوانين تخلف ناپذير و محاسبات دقيق پايه ريزى شده است، طلوع و غروب ستارگان، وزش باد، باريدن باران، رويش گياهان و رشد و نمو و توليد مثل موجودات زنده، و در يك كلمه همه ى حوادث و رخدادهاى گيتى، حساب شده است و از نظم و قانون دقيقى پيروى مى كند.قرآن كريم درباره ى حركت حساب شده و منظم خورشيد و ماه مى
|
پاسخ: در قيامت موقف هاى گوناگونى است كه توقف برخى از گنهكاران در هر يك از آنها به مقدار هزار سال دنيوى خواهد بود بايد ببينيم مقصود از آن چيست؟قبلاً يادآور مى شويم كه متكلمان اسلامى از مواقف قيامت گاهى به «قنطره»ها و «عقبه»ها تعبيرمى آورند ولى قبل از آنان دو واژه «قنطره» و «عقبه» در آيات قرآن و روايات اسلامى مطرح شده است و متكلمان نيز آنها را در مباحث كلامى خود بكار برده اند.كلمه ى «موقف» به معنى محل توقف(ايستگاه و
|
پاسخ: از امور مربوط به روز رستاخيز، مسأله ى «ميزان» است و اين كه اعمال انسانها از خوب و بد به گونه اى كه بعداً شرح داده خواهد شد، «توزين» مى شوند، حالا واقعيت اين «ميزان» و كيفيت «توزين» اعمال چگونه است؟ تاحدودى در اين بحث روشن مى گردد. وجود ميزان در سراى ديگر مورد تنصيص وحى و مورد اتفاق متكلمان و احاديث اسلامى مى باشد، از اين جهت اعتقاد به اصل «ميزان» در سراى ديگر قابل انكار نيست اكنون با آياتى كه بر وجود چنين
|
پاسخ: معمولاً در دادگاه ها شاهدان عينى به سود يا زيان طرف گواهى مى دهند، و پس از طى مراحل، حكم دادگاه صادر مى شود، بر اين اساس نيز در روز رستاخيز شاهدانى بر جرايم اعمال انسانهاى گنهكار گواهى مى دهند.قرآن نيز روز رستاخيز را محكمه الهى و روزى كه شاهدان به پا مى خيزند معرفى كرده است چنان كه مى فرمايد:(...يَوْمَ يَقُومُ الأَشهادُ).([1])و در آيه ديگر مضمون شهادت آنان را بيان كرده مى فرمايد:(...يُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشهادُ هؤلاءِ
|
پاسخ: قرآن كريم در آيات بسيارى به بيان اين مسأله پرداخته و حالات مختلف انسانهاى صالح و تبهكار را يادآور شده است، بديهى است اصرار قرآن بر اين مطلب متضمن نكته اى حكيمانه است كه تأمين كننده ى هدف نهايى قرآن مى باشد.توضيح آن كه هدف نهايى قرآن (كه از مطالعه ى آيات قرآن به روشنى به دست مى آيد) فراهم ساختن حدّاعلاى زمينه و شرايط مساعد براى پرورش روحى و فكرى انسانها و گرايش آنان به خوبى و نجات از قيد وبند شهوت و پيروى از شيطان است، بدون شك اعتقاد به
|
پاسخ: يكى از بحثهاى مربوط به بهشت و دوزخ، مسأله ى وجود كنونى آنها است و از زمانهاى ديرينه، اين مسأله مطرح شده است اين بحث در حالى كه جنبه ى كلامى وعقيدتى دارد، بحث تفسيرى و قرآنى نيز هست، يعنى به اين مسأله، هم از دريچه ى دلايل عقلى مى توان نگريست وهم از دريچه ى تفسيرى، و با مراجعه به كتب كلامى روشن مى شود كه اكثريت دانشمندان اسلامى وجود كنونى آن را پذيرفته و معتقدند كه هر دو، هم اكنون آفريده شده اند.محدث و متكلم عاليقدر «شيخ صدوق» در اين
|
پاسخ:كلمه ى «اعراف» در قرآن دوبار وارد شده ، يك بار به صورت (وَعَلَى الأَعْراف)و بار ديگر به صورت (وَأَصْحابُ الأَعْراف) و هر دو مورد مربوط به روز قيامت و مواقف و منازل آن است، اكنون بايد ديد مقصود از «اعراف» چيست، و «اعرافيان» چه كسانى هستند؟از نظر لغت، «اعراف» از «عُرْف» گرفته شده است و آن به موهاى روى گردن اسب و گوشتى كه روى سر خروس است گفته مى شود و گاهى به نقطه ى بلند از هر چيز «عرف» مى گويند بنابراين
|
پاسخ: در مورد شقاوتمندان وحالات آنان در قيامت آيات فراوانى در قرآن كريم با عنوانهاى مختلفى وارده شده است. در اينجا با استفاده از آيات قرآن به حالات گروههاى مختلف انسانهاى شقى مى پردازيم.الف. اصحاب شمالوضعيت اخروى اصحاب شمالاوصاف اخروى آنان به شرح ذيل است:1. آنگاه كه نامه ى عمل خود را مى نگرند، آرزو مى كنند كه اى كاش هرگز آن را به او نمى دادند و از حساب اعمال خود مطلع نمى گرديدند.(وَأَمّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا
|
پاسخ:قبل از هر چيز لازم است حقيقت «تجسم اعمال» را تبيين نماييم، آنگاه دلايل و مدارك آن را مورد بررسى قرار دهيم:مقصود از تجسم يا «تمثل» اين است كه آنچه را انسان در اين جهان انجام داده است در جهان ديگر به صورتى متناسب با آن جهان نمودار گردد.و به عبارت ديگر: پاداشها و كيفرها، نعمتها و نقمتها، فرح و سرور، درد و شكنجه، همان حقايق اعمال دنيوى انسانها است كه در حيات اخروى خود را نشان مى دهند.و به ديگر سخن: هر كردارى كه انسان انجام مى دهد،
|
پاسخ: گروهى از مفسران و متكلمان اسلامى تجسم اعمال را غير ممكن دانسته و همه ى آيات و روايات دال بر آن را به گونه اى تأويل كرده اند عمده ى دليل آنان بر اين مدعا اين است كه اعمال انسان از مقوله هاى اعراض مى باشند و بر اين اساس نظريه ى تجسم اعمال از دو جهت با اشكال مواجه است:1. وجود عرض قائم به خود نمى باشد و در نتيجه پس از تحقق يافتن از انسان نابود مى گردد و ديگر چيزى نيست تا اعاده گردد.2. بنابر نظريه تجسم اعمال، خود اعمال بدون تكيه بر جوهر تحقق مى
|
پاسخ: صراط در لغت به معنى راه و طريق است و در آيات قرآن نيز در همين معنى بكار رفته است چنان كه مى فرمايد:(...وَاللّهُ يَهْدى مَنْ يَشاءُ إِلى صِراط مُسْتَقيم) .([1])«خدا هر كس را بخواهد به راه راست هدايت مى كند».و به همين جهت گاهى در طريق منتهى به دوزخ نيز به كار مى رود چنان كه مى فرمايد:(اُحْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْواجَهُمْ وَما كانُوا يَعْبُدُونَ * مِنْ دُونِ اللّه فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحيمِ).([2])«و همسران آنان و
|
پاسخ: در ابتدا لازم است مجموع آياتى كه به طور مطلق پيرامون خلود سخن مى گويد وارد بحث كنيم آنگاه با واقع بينى خاصى به تفسير آنها بپردازيم.قرآن در آيات مختلف گروههاى ياد شده در زير را مخلد در دوزخ مى داند.اينك اجمال عناوين اين گروهها:1. كافران.2. مشركان.([1])3. منافقان.([2])4. مرتدان.([3])5. تكذيب كنندگان آيات الهى.([4])6. دشمنان خدا و پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).([5])7. عاصيان و متمردان امر خدا و پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم). ([6])8. ظالمان و ستمگران.([7])9.
|
پاسخ: از جمله ى اشكالات معروف در رابطه با مسأله ى خلود كافران در عذاب، اين است كه بايستى ميان جرم و جريمه و گناه و كيفر نوعى موازنه برقرار باشد وكيفر به اندازه ى جرم و گناه تعيين گردد اين قانون پيوسته مورد توجه عقلاى جهان بوده و در قوانين جزايى مورد توجه واقع مى شود در اين صورت چگونه خلود كافر و مشرك در عذاب قابل توجيه است، با اين كه او در زمانى موقت مرتكب جرم شده است ولى در قيامت به طور ابدى در دوزخ خواهد بود.اين اشكال را مى توان به صورتهاى
|
پرسش: هدف از كيفر چيست؟چرا خداوند انسان را كيفر مى دهد؟اگر هدف از معاد اين است كه نيكوكاران به پاداش نيك و مجرمان به كيفر اعمال خود برسند، در اينجا سؤالى مطرح مى شود كه هدف از كيفر مجرمان چيست؟ در اينجا سه مطلب مى تواند براى برانگيختن انسان مجرم هدف باشد:1. تَشَفّى و تسكين آلاماگر انسانى انسان ديگرى را از روى عمد به قتل برساند بازماندگان پيوسته خواهان قصاص او هستند تا از اين طريق بغض خود را فرو نشانند.2. تربيت مجرمبرخى از كيفرها به خاطر تربيت
|
پاسخ: وضعيت اصناف مختلف انسانها اعم از مؤمنان و سعادتمندان در قيامت بيان گرديده است ولى بررسى جامع و گسترده در اين مورد ويادآورى آيات مربوط به همه ى اين اصناف وگروهها از حوصله ى بحث كنونى ما بيرون است، وما به ذكر نمونه هايى از عناوين گروه سعادتمندان و مؤمنان بسنده مى كنيم:سعادتمندان در قيامتالف. پيامبر و مؤمنان(...يَوْمَ لا يُخْزِى اللّهُ النَّبىَّ وَالَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْديهِمْ وَبِأَيْمانِهِمْ
|