جمعه 21 اسفند 1388 - الجمعة 28 ربيع الاوّل 1431 - Fri 12 March 2010 عربي | فارسي
 
 
 
 
جستجو در كتابخانه جستجو در مقالات
 
پاسخ:از واژه هايى كه قرآن در مواردى به كار برده است، واژه ى «وحى» است آنچه در اين جا مطرح است بررسى واژه ى «وحى» و كاربرد آن در قرآن است قبلاً لازم است واژه ى وحى را در لغت عرب، بررسى كنيم.ابن فارس در مقاييس مى گويد:«وحى تعليم به صورت پنهان است».([1])راغب مى گويد:«وحى  اشاره سريع است و به خاطر سرعتى كه در واژه ى وحى نهفته است گاهى به مطالب رمزى و تعريض «وحى» مى گويند».([2])ابن منظور مى گويد:«وحى اشاره، نوشتن، الهام،
پاسخ: جامع بدون گردآورى تمام آيات و تشريح حقيقت هدايت و ضلالت در خدا و قرآن امكان پذير نيست، ولى با توضيح دو نوع هدايت عمومى و خصوصى از نظر قرآن و از تدبر در معنى هدايت خصوصى، معنى اضلال و گمراه ساختن خدا نيز روشن مى گردد.هدايت همگانىمقصود از آن اين است كه خدا از طريق دعوت و كشش فطرت، نور و عقل و خرد، و اعزام پيامبران، راه سعادت و شقاوت را به تمام بشر نشان داده ومشيت الهى بر اين تعلق گرفته است كه تمام افراد بشر، در پوشش چنين هدايت قرار گيرند، و
پاسخ: از آنجا كه مشركان عرب در مقابل «تحدى» قرآن احساس ناتوانى مى كرند، پيوسته در فكر فرو رفته بودند كه براى آن مبدأ و منشأ اى بينديشند سرانجام گفتند:پيامبر، قرآن را از دو غلام رومى به نام « جبر» و «يسار» و مانند آنها فرا مى گيرد([1]) چنانكه ما قبل آيه را حكايت مى كند، اّنجا كه مى فرمايد:(وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانَ الَّذِى يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِىٌّ وَهذا لِسانٌ
پاسخ: راغب مى گويد:  لفظ «تفسير»  در الفاظ  و مفردات به كار مى رود، در حالى كه لفظ «تأويل» بيشتر در معانى و جمله ها استعمال مى شود.ديگرى مى گويد: توضيح الفاظ آيه اى كه يك احتمال بيش ندارد تفسير آيه است، در حالى كه بازگردانيدن لفظ يا جمله اى  كه محتملاتى دارد، به يك معنى آن هم به كمك قرآن و دلايل ديگر، تأويل است.([1])با توجه به اين تعريف ها، و تعريف هاى ديگر كه درباره تأويل و تفسير وارد شده است روشن مى گردد كه تفسير آيه در نزد
پاسخ: آنچه  كه در احاديث اسلامى پيرامون تفسير آيه وارد شده است، روح را به فرشته بزرگ تفسير كرده است و در ميان دوازده روايتى كه در تفسير «البرهان»([1])  و هفت روايتى كه  در تفسير «نور الثقلين»([2]) نقل شده است، فقط در يك روايت به روح انسانى تفسير گرديده است.سيوطى در تفسير «الدر المنثور» رواياتى نقل كرده كه شايد يكى بيشتر مربوط به روح انسانى وحيوانى نيست.عقيده ى يهوديان درباره «جبرئيل»آيات قرآن و شأن نزول هايى كه
پاسخ: رسوخ در لغت عرب به معنى «ثبوت» و «نفوذ» است و مقصود از آن اين است كه علم و آگاهى انسان ريشه و اصالت داشته باشد و به همين مناسبت قرآن برخى از دانشمندان يهود را كه اطلاعات وسيعى پيرامون آئين خود دارند «راسخ فى  العلم» توصيف كرده و درباره آنها چنين مى فرمايد:(لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَالْمُقِيمينَ الصَّلَوةَ