شنبه 22 اسفند 1388 - السبت 29 ربيع الاوّل 1431 - Sat 13 March 2010 عربي | فارسي
 
 
 
 
جستجو در كتابخانه جستجو در مقالات
 
درس:‌ 28 سه شنبه 28/9/85الامر السابع: ‌في علائم الحقيقة و المجاز؛‌ هفتمين امري كه محقق خراساني عنوان كرده،‌تحت عنوان علائم حقيقت و مجاز است، در واقع هم علامت حقيقت و مجاز است وهم علامت موضوع‌له، و غير موضوع‌له. (در واقع) مي‌خواهيم موضوع‌له را معين كنيم، طبعاً اگر موضوع‌له معين شد.حقيقت و مجاز هم معين مي‌شود.پس اين علائم هم علائم حقيقت ومجازند و هم علائم موضوع‌له و غير موضوع‌له. اصوليون براي شناساي موضوع‌له از غير موضوع‌له،‌چهارتا
درس:‌29 چهار شنبه 29/9/85بحث تبادر را تمام كرديم، فقط يك مسئله‌ استطرادي و جانبي باقي‌مانده و آن اين است، همين اشكالي كه به تبادر كرده‌اند كه مستلزم دور است، بر شكل اول نيز اين اشكال را كرده‌اند، مي‌گويند: اگر شما بخواهيد علم به نتيجه پيدا كنيد و بگوييد( (العالم حادث)، اين متوقف بر صغري و كبري است. از طرف ديگر كليت كبري هم متوقف بر اين است كه علم به نتيجه پيدا كنيد، يعني ‌تا ندانيد كه عالم حادث است، نمي‌توانيد به صورت قضيه كلي بگوييد كه( كل
درس:‌30 شنبه2/10/85العلامه الثالثه: الاطراد؛ سومين چيزي كه نشانه وعلامت معناي حقيقي از مجازي مي‌باشد عبارت است از اطراد.تعريف اطراد؛ اطراد را به دو نحو مي‌توان تعريف نمود: الف) صحة استعمال اللفظ في معني من دون أن يختص الاستعمال بمورد دون مورد و مصداق دون مصداق و مقام دون مقام.اگرديديم كه استعمال يك لفظ در يك معنا صحيح است، در حالي كه اين استعمال مكرر بشود، يعني وقتي در مقامات مختلف،‌مصاديق مختلف و در موارد مختلف استعمال شد، از اين مي‌فهميم
درس: ‌31 يكشنبه 3/10/85بحث ما دربارة علامت سوم بود و گفتيم كه معناي اطراد اين است كه اگر جمعيتي با ديدگاه‌‌ها و فرهنگهاي مختلف؛ كلمة را در يك مورد به كار مي‌برند؛ انسان مي‌فهمد كه اين كلمه براي اين معنا وضع شده، واين احتمال كه شايد قرينة در كارباشد،بعيد است. آنكه ماية استعمال است، اين است كه همة اين افراد اهل زبانند، چه فقيهش؛ چه شيمي دان و فيزيك دانش. مثلاً؛ راجع به غنيمت گفتيم كه هم در قرآن و هم در احاديث نبوي وولوي، غنيمت به معناي (مطلق ما
برو به درس: (1-4)