فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
گوناگون
مسجد ضرار يا لانه جاسوسى
چگونه «معبد» به صورت پايگاهى بر ضد مسلمانان در آمده بود؟

پاسخ: در سالى كه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) از مكه  به مدينه مهاجرت كرد، پيش از ورود به مدينه  در سرزمين «قبا» اقامت گزيد و در انتظار ورود «على»  به سر برد، در روزهاى اقامت خود در «قبا» كه در دوازده كيلومترى «يثرب» قرار دارد، براى قبيله «بنى عمرو بن عوف» عموزادگان (بنى غنم بن عوف) مسجدى بنا نمود و اين مسجد، مركز عبادت فرزندان  «عوف» بود، و آنان به خاطر دورى از مدينه در همان جا به عبادت و انجام وظيفه دينى مى پرداختند.

حزب نفاق اين منظقه را به خاطر آرامى و دورى از مركز، براى فعاليت هاى سرى، منطقه امنى تشخيص داد، و از طرف ديگر، اعضاى حزب، ازيكى از سران به نام «ابوعامر» كه از خارج، حزب را رهبرى مى كرد، نامه اى دريافت كردند وى در آن نامه هواداران خود را براى ساختن محلى براى فعاليت هاى حزبى و سرى در پوشش مسجد، دعوت كرده بود تا اعضا در آن منطقه گرد آيند و در آن جا به تبادل افكار و كسب اطلاعات و تجسس و احياناً گردآورى سلاح بپردازند و در انتظار روزى باشندكه وى همراه فرمانرواى روم، مدينه را تسخير كند و به حكومت نوجوان اسلام خاتمه بخشد.

اعضاى حزب كه مقيم محله دور افتاده «قبا» بودند خواستند پيامبر را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، از اين جهت بدون كسب اجازه از مقام صاحب رسالت، يك چهار ديوارى مسقفى را بنا كردند و براى اين كه بناء، جنبه رسمى به خود بگيرد و مورد اعتراض اين و آن نشود، حضور پيامبر شرفياب شدند و گفتند: نماز گزاردن در مسجد «قبا» در شب هاى بارانى براى بيماران و پيران با مشكلات، توأم و همراه است از اين جهت ما براى اين گروه مسجدى ساخته ايم و شايسته است با نمازگزارى شما افتتاح شود.

پيامبر درخواست آنان را رد نكرد و فرمود: من اكنون عازم سفر هستم و پس از بازگشت از سفر اگر خدا بخواهد اين كار انجام مى گيرد.

تاريخ،  اسامى دوازده تن را مى برد كه پايه گذاران اين لانه جاسوسى كه به ظاهر مسجد بود، به شمار مى رفتند و در ميان آنان افرادى مانند «نبتل بن حارث» است كه كار او خبرچينى وجاسوسى به نفع كافران نبود و يا افرادى مانند «وديعة بن ثابت» بود كه از سران نفاق به شمار مى رفت و مسلمانان با نفاق او آشنا بودند.

آنان براى رد گم كردن، جوان صالحى را به نام «مجمع بن حارثه» براى امامت دعوت كرده و با اين طريق برمنويات باطل خود پوشش گذاردند، آنگاه براى اين كه مسجد «قبا» را در انظار كوچك كنند، شايع كردند كه سرزمين آن، مربوط به زنى است كه الاغ خود را در آنجا مى بست و چنين سرزمينى براى اقامه نماز و پرستش خدا شايستگى ندارد.

سفر رسول گرامى به كرانه هاى شام مدت چهار ماه طول كشيد بانيان مسجد، در تعمير و تكميل كارهاى آنجا كوشيدند و با امامت آن جوان صالح توانستند توجه گروهى را به آن مسجد جلب كنند عده اى كه در گذشته به مسجد «قبا» مى رفتند به اين مركز جذب شدند و از اين طريق تفرقه و دودستگى ميان آنان پديد آمد.

رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) از سفر تبوك بازگشت، سران نفاق به حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)رسيدند و درخواست كردند كه براى تبرك هم باشد در آنجا نماز بگزارد، پيامبر لباس خود را پوشيد و آماده حركت بود كه وحى الهى فرود آمد و پرده از  كار زشت آنان برداشت و يادآور شد كه اين بناء براى اهدافى ساخته شده است كه مهم آنها دو هدف ياد شده در زير است:

1. ايجاد تفرقه ميان افراد با ايمان (وَتَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ) .

2. جاسوسى براى ابوعامر مرد دشمن خدا(وَارْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْل).

از اين جهت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)گروهى را مأمور كرد كه سقف آن را كه با شاخه و برگ خرما پوشيده شده بود، آتش بزنند و سپس بنا را به وسيله بيل و كلنگ با خاك يكسان كردند.

پيامبر  به اين نيز اكتفا نكرد و دستور داد كه مردم آن منطقه زباله هاى خانه خود را در آن جا بريزند و به اين طريق آنجا را بى اعتبار اعلام كرد.

ورود اين حادثه در قرآن، به آن ابديت بخشيده و به مسلمانان درس هايى را آموخته است، اينك با آيات وارد پيرامون اين رويداد آشنا شويم:

آيات  قرآن در اين مورد چنين است:

(وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَكُفْراً وَتَفْريقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ وَإِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ  اللّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ).([1])

«آنان كه مسجد بنا كرده اند، هدف آنان ضرر زدن به مسلمانان و تقويت كفر و ايجاد تفرقه ميان مسلمانان و كمين گاه براى كسى است كه با خدا و پيامبر از پيش مبارزه كرده وسوگند ياد مى كنند كه جز نيكى نظرى نداشتند، خدا گواهى مى دهد كه آنان دروغگويانند».

(لا تَقُمْ فيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْم أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ).([2])

«هرگز در آنجا نماز مگزار، مسجدى كه از روز نخست بر تقوا و پرهيزگارى بنا شده شايسته تر است كه در آنجا نماز بگزارى، در آنجا مردانى است كه مى خواهند پاك شوند و خداوند پاكيزگان را دوست دارد».

(أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللّهِ وَرِضْوان خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ على شَفا جُرُف هار فَانْهارَ بِهِ فى نارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لا يَهْدِى الْقَومَ الظّالِمينَ).([3])

«آيا كسى كه ساختمان خود را بر اساس پرهيز از خدا و خشنودى او بنا كند، بهتر است يا آن كس كه ساختمان خود را كنار پرتگاه سستى بنانمايد كه ناگهان (خود با بناء) در آتش دوزخ فرو ريزد و خداوند گروه ستمگر را هدايت نمى كند».

(لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِى بَنَوْا ريبَةً فى قُلُوبِهِمْ إِلاّ أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَليِمٌ حَكِيمٌ).([4])

«اين بنايى كه آنها به پا داشته اند به صورت وسيله شك و ترديد در دلهاى آنان باقى مى ماند مگر اين كه دلهاى آنان پاره شود(بميرند و از بين بروند) وخداوند حكيم و دانا است».

در كشورى كه مذهب و آيين، در آن رواج داشته و از اهميت خاصى برخوردار باشد، از خود مذهب بر ضد آن، بيش از هر عاملى مى توان استفاده كرد، براى شكستن وحدت مسلمانان، و ايجاد تفرقه در ميان آنان، بهترين وسيله، يك عمل مذهبى است به نام مسجد، تا دشمن از اين طريق منويات فاسد، جامه عمل بپوشد.([5]) ( [6])


--------------------------------------------------------------------------------

[1] . توبه /107.

[2] . توبه /108.

[3] . توبه/109.

[4] . توبه/110.

[5] . منشور جاويد، ج4، ص 123 ـ 127.
[6] اندیشه های جاوید، ج 2، ص 455.