فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
گوناگون
فلسفه تشريع جهاد
با اينكه عاطفه انسانى و عقل، جنگ و خونريزى را زشت و ناروا مى داند، فلسفه تشريع جهاد در اسلام چيست؟


پاسخ: انسان به حكم عاطفه ى انسان دوستى، جنگ را يك اقدام وحشيانه و غير انسانى مى داند به طورى كه از ياد آورى مصايب و عواقب شوم و زيانبار جنگ، انقلابى در روحيه انسان به وجود مى آيد و لذا جنگ را در شرايط عادى محكوم و تقبيح مى كند واين، يك احساس بشرى است. اسلام كه يك دين فطرى و طبيعى است به اين واقعيت اعتراف دارد وجنگ را از نظر طبيعت بشرى نيز سنجيده و مى گويد:

(كُتِبَ عَلَيْكُمُ القِتال وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ) .

«جهاد بر شما واجب گرديده و حال آن كه براى شما موجب دشوارى و كراهت است».

ولى بايد به اين مسئله عميقاً رسيدگى كرد كه آيا جنگ از نظر عقل، هميشه و در هر شرايط محكوم و نارواست؟ و هيچ ملتى در هيچ شرايطى نبايد دست به مبارزه مسلحانه بزند؟ يا گاهى براى ملتى شرايطى پيش مى آيد كه به حكم قطعى عقل، هيچ راهى جز توسل به جنگ، براى آنان باقى نمى ماند، در اين صورت جنگ  نه تنها غير انسانى نيست، بلكه ترك آن جز ذلت و خوارى چيز ديگرى نمى باشد.

اگر جامعه اى مورد تعدى و تجاوز واقع گرديد انسان بايد به حكم عقل و فطرت از جامعه و از حقوق خود دفاع كند و چنين جنگى از نظر عقل واجب است و بلكه دفاع از حق، حق طبيعى هر موجود زنده است.

هيچ ملتى در طول تاريخ نمى تواند با دشمنى كه حيات اورا تهديد مى كند، جنگ را در صورت امكان ضرورى نداند و در صورتى كه بر انداختن چنين دشمنى با هيچ وسيله جز كشتن يا كشته دادن ميسر نگردد خونريزى را روا وجايز نشمارد.

به همين دليل، دنياى امروز پس از آن همه تقبيحى كه از جنگ كرده، عاقبت در مواردى آن را مشروع و قانونى شناخته است.

اسلام نيز چون يك آيين فطرى است و قوانين  و مقررات خود را روى اساس آفرينش و مشخصات فطرى استوار كرده است، لذا «جهاد» را در شرايطى لازم و واجب مى داند . هم اكنون بايد ديد، علل وانگيزه براى تشريع جهاد در اسلام چه بوده است؟

انگيزه تشريع جهاد

نخستين آياتى كه پيرامون «جهاد» وارد شده است، چهار آيه ى سوره ى حج است. دقت در مفاد اين آيات مى رساند كه انگيزه واقعى براى تشريع جهاد، همان دفاع از جان ومال بوده است.

از آنجا كه مسلمانان در مكه پيوسته زير ضربات شكننده دشمن قرار داشتند وجان ومال آنان مورد تجاوز قرار مى گرفت، تا آنجا كه آنان را مجبور ساختند كه خانه هاى خود راترك كنند و در ديار غربت آواره شوند. وقتى كه در مدينه اجتماعى پيدا كردند و قدرت وتوانايى آنان براى دفاع از حق از دست رفته خود، به حد كفايت رسيد، در اين هنگام از جانب خدا مأمور شدند كه به خاطر دفاع از حقوق از دست رفته خود، قيام كنند و دشمن را سركوب سازند و حقوق طبيعى خود را به دست آورند. اينك متن آيات:

(إِنَّ اللّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوّان كَفُور).

«خداوند از افراد با ايمان دفاع مى كند، خداوند هر خيانتكار ناسپاس را دوست نمى دارد».

(أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُم ظُلِمُوا  وَإِنَّ اللّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ).

«به كسانى كه با آنان نبرد مى شود، اجازه داده شده كارزار كنند زيرا مورد ستم واقع شده اند و مسلماً خدا بر يارى آنان تواناست».

در آيه ديگر مى خوانيم:

(اَلَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقّ إِلاّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنا اللّهُ وَلَولا دَفْعُ اللّه النّاسَ بَعَضُهُمْ بِبَعْض لَهُدِّمَتْ صَوامِع وَبِيَعٌ وَصَلواتٌ وَمَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللّهِ كَثيراً وَلَيَنْصُرنَّ اللّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ

لَقَوِىٌّ عَزيزٌ).([1])

«آنان كه از ديارشان  بدون علت رانده شده اند جز اين كه مى گفتند: پروردگار ما خدا است اگرخداوند برخى از مردم را به بعض ديگر دفع نكند، ديرها و كليساها«كنشتها» و مساجدى كه نام خدا در آنجاها زياد برده مى شود، ويران مى گردد. هر كس خدا را يارى كند خداوند نيز او را يارى مى نمايد».

و در آيه ديگر آمده است:

(الَّذِينَ إِنْ مَكَّناهُمْ فِى الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وأَمَرُوا بِالمَعْرُوفِ ونَهَوا عَنِ الْمُنْكَرِوَللّهِ عاقِبَةُ الأُمُورِ).([2])

«آنان كه اگر به آنها در روى زمين قدرت بدهيم، نماز را بپا مى دارند و زكات مى دهند، به نيكى ها امر مى كنندو از بدى ها باز مى دارند. سرانجام كارها با خدا است».

اين چهار آيه نخستين آياتى است كه در اصل تشريع جهاد نازل گرديده و در آنها به علل وانگيزه هاى جهاد نيز اشاره شده است. دقت در اين آيات ما را با انگيزه هاى جهاد آشنا مى سازد.

اوّلاً : رزمندگان راه حق هرگز آغاز به جنگ نكرده بلكه پاسخگوى نبردى بودند كه از طرف متجاوزان آغاز شده بود. يعنى اين گروه جنگ زده هستند نه جنگجو، در اين صورت دفاع كسى از خود كه مورد تجاوز است قهراً لازم وواجب خواهد بود، و در غير اين صورت تحمّل خوارى است و زبونى.

ثانياً: نشانه دوم بر تجاوز دشمن اين است كه آنان را به جرم اعتقاد به خداى يگانه از خانه و ديار خود بيرون رانده اند، گويا كه اعتقاد به خداى يگانه در نظر آنان آنچنان جرم است كه معتقد به آن بايد محيط زندگى خود را ترك كند.

ثالثاً: مشركانى كه با الوهيت خدا و پرستش حق مخالف هستند بايد به وسيله مردان خداپرست، نابود شوند و زمين از لوث وجود آنها پاك گردد و در غير اين صورت معابد الهى ويران مى گردد.

رابعاً: اگر خداوند در اين آيات به چنين بپا خاستگان وعده پيروزى مى دهد، به خاطر اين است كه اگر آنان در روى زمين قدرت و اقتدار پيدا كردند راه ستمگران را پيش نمى گيرند بلكه پيوند خود را با خدا (اقاموا الصلاة)و پيوند خود را با مردم (آتوا الزكاة)محكم تر مى سازند و در اشاعه نيكى و محو بديها مى كوشند و از هيچ كس نمى ترسند.

اين آيات، نيمى از سيماى جهاد وانگيزه تشريع آن را در صدر اسلام براى ما روشن مى سازد، ومعلوم مى شود كه بسيارى از اشكالات و تاخت و تازهاى مسيحيان بر اين حكم حياتبخش اسلام، بسيار بى اساس و بى پايه است و يك چنين جهاد و كوشش براى باز پس گرفتن حقوق، وعقب راندن متجاوز در قاموس تمام مليت ها، مشروع و يك فريضه وجدانى و ملّى است.([3]) ( [4])

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . حج/ 38 ـ 40.

[2] . حج/ 41.

[3] . منشور جاويد، ج3، ص 9 ـ 12.
[4] اندیشه های جاوید، ج 2، ص 443.