فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
مهدی (علیه السلام) منتظر کیست؟
شبهه 27
در روایت دیگری از ابوعبدالله نقل شده که گفت: فاصله بین آمدن قائم و کشته شدن نفس زکیه - محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علي بن ابي طالب و او مشهورترين شخص است كه گفته شده مهدى است - بیشتر از پانزده شبانه روز نیست

در روایت دیگری از ابوعبدالله نقل شده که گفت: فاصله بین آمدن قائم و کشته شدن نفس زکیه - محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علي بن ابي طالب و او مشهورترين شخص است كه گفته شده مهدى است - بیشتر از پانزده شبانه روز نیست (مفید، الارشاد، 2/374؛ طوسی، الغيبة، ص 445) یعنی سال 145 هجری. [ر.ک: همان، ص 50]

پاسخ

فاصله بین کشته شدن نفس زکیه و ظهور امام مهدی

روایتی که عثمان الخمیس از آن یاد می‌کند به این شرح است:
امام صادق (ع) فرمود: بین قیام قائم آل محمد و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شب فاصله نیست.[102]
این روایت چون روایات دیگر اشاره دارد به یکی از پنج علامت قطعی که قبل ظهور به وجود می آیند. این نشانه ها عبارتند از: صیحۀ آسمانی، خروج سفیانی، فرو رفتن لشکر دشمن اهلبیت در کام زمین در سرزمین بیدا (نزدیک مدینه)، خروج یمانی و کشته شدن نفس زکیه.
نفس زکیه، یعنی انسان پاک سرشت؛ اما اینکه این شخص چه کسی است در این حدیث و احادیث دیگر تعیین نشده است. البته در برخی از احادیث آمده است که نام وی محمد و نام پدر وی حسن است و از نسل امام حسین می‌باشد.
این علامت، هیچ ربطی به کشته شدن محمد بن عبد‌الله بن حسن بن حسن - که از نوادگان امام حسن علیهالسلام بوده و لقب «نفس زکیه» داشته - ندارد. طرفداران وی خصوصا پدر او ادعای مهدویت وی داشته اند و این جریان در زمان امام صادق (ع) اتفاق افتاده است. در توضیح این مطلب بیان چند نکته ضروری است:
اولاً: نفس زکیه، لقب خاص محمد بن عبد‌الله نیست؛ گرچه به وی نیز نفس زکیه گفته شده است، بلکه این لقب به معنای «انسان پاک» و لقب افراد متعددی در تاریخ بوده است و می‌تواند به هر کس اطلاق شود؛ چنان که در روایات این لقب برای امام زین العابدین (ع) و امام کاظم (ع) فراوان به کار رفته است.[103]
ثانیاً: قیام محمد بن عبد‌الله، مورد موافقت و تایید امام صادق (ع) نبوده است و آن حضرت علناً به پدر محمد بن عبد‌الله فرموده است که ادعای مهدی بودن وی باطل است و هنوز دوران قیام حضرت مهدی نرسیده است و فرموده است: پس از سقوط بنی امیه، منصور عباسی حکومت را به دست خواهد گرفت. اگر قیام محمد بن عبد‌الله همان قیام نفس زکیه بود، امام صادق (ع) مژده قیام مهدی (عج) را به دنبال کشته شدن وی می‌داد![104]
ثالثاً: از روایات دیگر بر می‌آید که «نفس زکیه» از نسل امام حسین (ع) است نه نسل امام حسن (ع) و نام وی محمد بن حسن است؛ نه محمد بن عبد‌الله و در میان رکن و مقام در مکه کشته می‌شود. و هیچ کدام از این ویژگی‌ها در قیام محمد بن عبد‌الله که در سال 144 هجری در نزدیک مدینه کشته شد، وجود ندارد.
رابعاً: از روایاتی که قتل نفس زکیه را در کنار چهار علامت دیگر ذکر نموده‌اند به روشنی بر می‌آید که ابتدا صیحه آسمانی و خروج سفیانی به وقوع می پیوندد و سپس قتل نفس زکیه در مکه واقع می‌شود. روشن است که این موضوع ربطی به قتل محمد بن عبد‌الله - که وی نیز لقب نفس زکیه داشته - ندارد، چون در زمان وی نه خروج سفیانی بوده و نه صیحه آسمانی.[105]
خامسا: در روایات اهلسنت نیز قیام نفس زکیه یکی از علایم ظهور و قیام مهدی (عج) شمرده شده است؛ و اصولاً این علامت به موضوع غیبت ربطی ندارد. به عنوان نمونه سیوطی و نعیم بن حماد در کتاب‌های خود از عمار یاسر نقل نموده‌اند که گفت: «چون نفس زکیه کشته شود - که وی در مکه کشته می‌شود- منادی از آسمان ندا سر می‌دهد: امیر شما فلان کس است، و آن امیر همان مهدی است که زمین را پر از عدل و داد می‌کند.»[106] [107]

[102]. «عَنْ صَالِحٍ مَوْلَی بَنِي الْعَذْرَاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عبد‌الله الصَّادِقَ علیه السلام يَقُولُ لَيْسَ بَيْنَ قِيَامِ قَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَيْنَ قَتْلِ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ إِلَّا خَمْسَ عَشْرَةَ لَيْلَةً». بحارالأنوار، ج 52، ص 204. این روایت را شیخ صدوق و طوسی نقل کرده اند.
[103]. «عَنْ عَلِيِّ بْنِ زَيْدٍ قَالَ قُلْتُ لِسَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ إِنَّكَ أَخْبَرْتَنِي أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ النَّفْسُ الزَّكِيَّةُ وَ أَنَّكَ لَا تَعْرِفُ لَهُ نَظِيراً قَالَ كَذَلِكَ وَ مَا هُوَ مَجْهُولٌ مَا أَقُولُ فِيهِ وَ اللَّهِ مَا رُئِيَ مِثْلُهُ..». (بحارالأنوار، ج‌46، ص‍150) .
«كُنْيَتُهُ (علیه السلام) أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ وَ أَبُو الْحَسَنِ الْمَاضِي وَ أَبُو إِبْرَاهِيمَ وَ أَبُو عَلِيٍّ وَ يُعْرَفُ بِالْعَبْدِ الصَّالِحِ وَ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ وَ زَيْنِ الْمُجْتَهِدِينَ وَ الْوَفِيِّ وَ الصَّابِرِ وَ الْأَمِينِ وَ الزَّاهِرِ وَ سُمِّيَ بِذَلِكَ لِأَنَّهُ زَهَرَ بِأَخْلَاقِهِ الشَّرِيفَةِ وَ كَرَمِهِ الْمُضِي‏ءِ التَّامِّ وَ سُمِّيَ الْكَاظِمَ لِمَا كَظَمَهُ مِنَ الْغَيْظِ». (بحارالأنوار، ج 48، ص 12) .
[104]. عيسى بن عبد‌الله كه نواده على (ع) و راوى اين حديث است گويد: فرستاده عبد‌الله بن حسن (پدر محمد نفس زكيه) نزد پدرم آمد و پيام آورد نزد ما بيا كه براى كارى گرد آمده‏ايم و همين پيام را براى جعفر بن محمد (ع) برد.
اما راوى ديگرى گويد: عبد‌الله پدر محمد به حاضران گفت: جعفر را مخوانيد كه مى‏ترسم كار شما را به هم زند. عيسى گويد: پدرم مرا فرستاد تا پايان كار را ببينم. من نزد آن جمع رفتم. محمد را ديدم بر مصلايى بافته از برگ درخت‏خرما نماز مى‏خواند، به آنها گفتم: پدرم مرا فرستاده است تا بپرسم براى چه گرد آمده‏ايد؟ عبد‌الله گفت: گرد آمده‏ايم تا با مهدى، محمد بن عبد‌الله بيعت كنيم. در اين حال جعفر بن محمد (ع) هم رسيد و عبد‌الله او را نزد خود جاى داد و همان سخن را كه به من گفته بود بدو گفت. جعفر گفت: چنين مكنيد كه هنوز وقت اين كار (ظهور مهدى) نيست و به عبد‌الله گفت: اگر مى‏پندارى پسرت مهدى است، او مهدى نيست و اكنون هنگام ظهور مهدى نيست. و اگر براى خدا و امر به معروف و نهى از منكر قيام مى‏كنى، به خدا تو را كه شيخ ما هستى تنها نمى‏گذاريم، با پسرت بيعت می‌كنيم.
عبد‌الله خشمگين شد و گفت: به خدا سوگند خدا تو را از غيب آگاه نساخته، و آنچه مى‏گويى از روى حسدى است كه به پسرم دارى.
جعفر گفت: به خدا آنچه گفتم از حسد نيست؛ ولى اين، - و دست ‏بر دوش ابو العباس نهاد - و برادرانش و فرزندانش به خلافت خواهد رسید. سپس دست‏ بر دوش عبد‌الله بن حسن زد و گفت: آرى به خدا [خلافت] از آن تو و فرزندانت نيست و از آن آنهاست، و دو پسر تو كشته خواهند شد. پس برخاست و بر دست عبد العزيز پسر عمران تكيه كرد و گفت: آن را كه رداى زرد پوشيده ديدى (مقصودش ابو جعفر منصور بود)؟
گفتم: آرى!  گفت: به خدا او آنان را مى‏كشد. گفتم: محمد را؟ گفت: بلى! من به خود گفتم پروردگار چنين چيزى بدو نگفته، بلكه حسد او را واداشته است اين سخن را بگويد؛ ولى به خدا سوگند، نمردم تا ديدم منصور هر دو را كشت!
بلاذرى نوشته است: عبد‌الله، مردمى از خاندان خود را به بيعت ‏با پسرش مى‏خواند، و از جعفر بن محمد خواست تا او هم با محمد بيعت كند. جعفر نپذيرفت و گفت: بپرهيز و خود و خاندانت را هلاك مساز. حكومت را پسران عموى ما عباس به دست‏خواهند گرفت. اگر مى‏خواهى مردم را به خود بخوان كه فاضل‏تر از پسرت هستى. ابن حجر هيثمى اين روایت را نقل کرده و آن را از مكاشفات امام صادق (ع) دانسته است.  ر.ک: الصواعق المحرقه، ص 202، ارشاد، ج 2، ص 192- 191، مقاتل الطالبيين، ص 233 (به اختصار) و ص 257-254.  انساب الاشراف، ص 78، اثبات الوصيه، ص 156 با اندك اختلاف در الفاظ.
[105]. عمر بن حنظله گويد: شنيدم امام صادق (ع) مي‌فرمود: پيش از ظهور امام قائم (ع) پنج‏ علامت‏ است: 1- صيحه آسمانى 2- خروج سفيانى 3- خسف 4- قتل نفس زكيه 5- خروج يمانى. من گفتم قربانت اگر يكى از خاندان شما پيش از بروز اين علامت‌ها قيام كند آيا ما با او قيام كنيم و به شورش برخيزيم؟ فرمود: نه، و چون فردا شد اين آيه را خواندم: «إِن نَّشَأْ نُنزَِّلْ عَلَيهِْم مِّنَ السَّمَاءِ ءَايَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لهََا خَاضِعِين» (4- الشعراء) «اگر بخواهيم يك آيه‏اى و نشانه‏اى از آسمان بر آن‏ها فرود آريم كه در برابر آن گردن به اطاعت نهند» و به آن حضرت گفتم: آيا اين علامت و نشانه همان صيحه است. فرمود اگر آن باشد گردن دشمنان خدا عزوجل در برابرش خاضع شود.  (الكافي، ج 8، ص310).
[106]. سيوطى، الحاوي للفتاوي، ج 2، ص 7؛ العرف الوردي في أخبار المهدي، ج 1، ص 116؛  الفتن، نعيم بن حماد، ج 1، ص 209.
[107]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 103.