فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
مهدی (علیه السلام) منتظر کیست؟
شبهه 25
از علی بن ابی طالب نقل شده که گفت: «مهدی غیبت و حیرتی دارد، که گروهی به این وسیله گمراه و گروهی هدایت می‏شوند، وقتی که سؤال شد چه مدت در حیرت است؟ گفت: شش روز یا شش ماه یا شش سال» (کلینی، الکافی، 1/338). این روایت در نگاه اول برای آرام کردن درون های مشوش و برای ضمانت اموالی که به نایبان مهدی سپرده شده بود، صادر شد؛ ولی وقتی که این مدت سپری شد و شش روز و شش ماه و شش سال به پایان رسید و هیچ خبری نشد، روایت دوم آمد که: مدت غیبت او 28 سال است، همچنان که موسی 28 سال از قومش غایب بود.

از علی بن ابی طالب نقل شده که گفت: «مهدی غیبت و حیرتی دارد، که گروهی به این وسیله گمراه و گروهی هدایت میشوند، وقتی که سؤال شد چه مدت در حیرت است؟ گفت: شش روز یا شش ماه یا شش سال» (کلینی، الکافی، 1/338).
این روایت در نگاه اول برای آرام کردن درون های مشوش و برای ضمانت اموالی که به نایبان مهدی سپرده شده بود، صادر شد؛ ولی وقتی که این مدت سپری شد و شش روز و شش ماه و شش سال به پایان رسید و هیچ خبری نشد، روایت دوم آمد که: مدت غیبت او 28 سال است، همچنان که موسی 28 سال از قومش غایب بود؛ (‌اثبات الهداة، ج 3، ص 459، 471). [ر.ک: همان، ص 49]

پاسخ:

علّت اختلاف در مدت غیبت

برای روشن شدن پاسخ این شبهه روایاتی که عثمان الخمیس در این باره مطرح کرده به ترتیب جواب می‌دهیم: اما روایت اول:  متن این روایت به این شرح است:
اصبغ بن نباته گويد: خدمت امير المؤمنين (ع) آمدم و ديدم آن حضرت متفكر است و زمين را خط مي‌كشد، عرض كردم: اى امير مؤمنان! چرا شما را متفكر مي‌بينم و به زمين خط مي‌كشى، مگر به آن (زمين) رغبت كردهاى؟ فرمود: نه، به خدا، هرگز روزى نبوده كه به خلافت يا به دنيا رغبت كنم؛ ولى درباره مولودى كه فرزند يازدهم من است فكر مىكردم، او همان مهدى است كه زمين را از عدل و داد پر كند؛ چنان كه از جور و ستم پر شده باشد. براى او غيبت و حیرت (سرگردانی مردم به جهت عدم دسترسی به امام) است كه مردمى در آن زمان گمراه گردند و ديگران هدايت شوند، عرض كردم: يا امير المؤمنين؛ آن سرگردانى و غيبت تا چه اندازه است؟ فرمود: شش روز يا شش ماه يا شش سال، عرض كردم: اين امر (غيبت و سرگردانى) شدنى است!؟ فرمود: آرى چنان كه خود او خلق شدنى است (غيبتش هم قطعى و مسلم است) ولى اى اصبغ؛ تو كجا و اين امر کجا؟ آنها [كه زمان غيبت را درك مي‌كنند] نيكان اين امت با نيكان اين عترت (خاندان پيغمبر (ص)) اند، عرض كردم: پس از آن چه مىشود؟ فرمود: پس از آن هر چه خدا خواهد مىشود، همانا خدا را بداها و ارادهها و غايات و پايان هاست.[91]
پاسخ ما راجع به این روایت این است که:
اولاً: ممکن است که مقصود این باشد که مجموع حیرت و غیبت این مدت خواهد بود نه غیبت تنها.
ثانیاً: ممکن است مراد از عدد شش واحدهای است که دوران غیبت باید با آن سنجیده شود نه تعیین روز یا سال به معنای معروف آن. چنان که این معنی را در باره آفرینش آسمان ها و زمین در شش روز که در قرآن آمده است بیان نموده اند. 
ثالثاً: مفهوم روایت فوق ممکن است این باشد که مدت غیبت نامعلوم است، ولی باید همواره در انتظار آن روز به سر برد، چون هر زمانی امکان وقوع آن هست. نظیر این مطلب را در مورد زمان برپایی قیامت در قرآن و احادیث می‌توان ملاحظه نمود. قرآن می‌فرماید:
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَر.[92] نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه.
أَتَى أَمْرُ اللَّـهِ فلا تَسْتَعْجِلُوه.[93] آمد حكم خدا به قيام قيامت، پس شتاب مكنيد.
پیامبر اکرم (ص) نیز با بیان‌های مختلفی این حقیقت قرآنی را به مسلمانان گوشزد می‌فرمود. آن حضرت انگشتان سبابه و وسط را کنار هم نهاد و فرمود:

بعثت من و قیامت مانند نسبت این انگشت به آن است. [94] 
بنا بر روایت مسلم در صحیح خود، وقتی از آن حضرت از زمان قیامت سؤال شد، به نوجوانی از انصار که آنجا حاضر بود، نظر کرد و فرمود:
اگر این نوجوان زنده بماند، امید است که به سن پیری نرسیده، قیامت برپا شود.[95]
آیات قرآن و فرمایش‌های پیامبر گرامی اسلام (ص) گاه بر مؤمنان راستین چنان تأثیر می‌گذاشت که گمان می‌کردند تا قیامت جز لحظاتی چند باقی نمانده است. ثعالبی، مفسر سنی‌مذهب چنین روایت می‌کند: مردی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) در حال ساختن دیواری بود. مردی از کنار او گذشت و از او پرسید: امروز از قرآن چه نازل شده است؟ او پاسخ داد:
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُّعْرِضُون؛[96] مردم را [هنگام رسيدگى به] حسابشان- يعنى رستاخيز- نزديك شد و آنان در نا آگاهى- از حساب و بازخواست- روي گردانند.
پرسشگر دست از بنایی کشید و گفت: به خدا سوگند؛ دیگر چیزی نمی‌سازم.[97]
البته روشن است که از زمان نزول آیات یاد ‌شده و فرمایش پیامبر گرامی اسلام (ص) بیش از چهارده قرن می‌گذرد و تا به امروز قیامت رخ نداده است. حال چگونه می‌توان آن همه تأکید بر قریب‌الوقوع بودن قیامت را با این تأخیر هزار و چند صد ساله کنار هم نشاند؟
فهم درست در مورد این همه تاکید بر نزدیک بودن قیامت و یا ظهور حضرت مهدی (عج) این است که وقوع این حوادث، حتمی است و باید برای آن همواره آماده بود و به معنای تعیین زمان خاص برای وقوع قیامت و یا فریب دادن مردم از این راه نیست.
با همین نگاه می‌توان احادیث امامان علیهمالسلام را درباره نزدیک بودن زمان ظهور تفسیر کرد. ظهور، قریب‌الوقوع است و هر لحظه باید انتظار آن را کشید؛ هرچند صدها و بلکه هزاران سال بگذرد؛ چرا که ظهور، حتمی است و هر امر محتومی نزدیک است. تأکید بر نزدیک بودن آن نیز به صلاح مؤمنان است؛ چرا که این باور در زندگی منتظران، نقش سازنده‌ای دارد. با اعتقاد به نزدیک بودن ظهور، انگیزه منتظران برای آمادگی، خودسازی و اصلاح جامعه افزایش می‌یابد و از سوی دیگر، مقاومت آنها در برابر سختی‌های دوران غیبت دو‌چندان می‌شود.
اگر تعدادی از شیعیان با شنیدن چنین روایاتی از کسب و کار، دست می‌کشیدند، شبیه این عکس‌العمل را تعدادی از مسلمانان صدر اسلام نیز هنگام شنیدن آیات قیامت نشان ‌می‌دادند. همچنان که آن همه تأکید بر نزدیک بودن قیامت، دروغ نبود و آن عکس‌العمل‌ها طبیعی بود، تأکید بر نزدیک بودن ظهور نیز دروغ نیست و عکس‌العمل منتظران طبیعی است.[98]
اما روایت دوم که ایشان نقل نموده است به این شرح می‌باشد:
عبد‌الله بن سنان گفت: از حضرت صادق (ع) شنيدم مي‌فرمود: در قائم علامتى از موسى بن عمران وجود دارد. عرض كردم: آن علامت چيست؟ فرمود: پنهان بودن ولادت و غيبت او از قومش. پرسيدم: موسى چند مدت از كسان و قوم خود غایب گرديد؟ فرمود: 28 سال.[99]
در این روایت به هیچ وجه مدت غیبت حضرت مهدی (عج) تعیین نشده؛ بلکه تنها آمده است که حضرت مهدی (عج) نیز غیبتی دارد؛ چنان که حضرت موسی (ع) غیبت داشته است. اما اینکه مدت غیبت حضرت مهدی (عج) چند سال است، بیان نشده است. راوی برای اینکه مطمئن بشود حضرت موسی (ع) غیبت داشته، می‌پرسد: حضرت موسی چه مدت غیبت نموده است؟ امام می‌فرماید: غیبت حضرت موسی 28 سال بوده است.
این نویسنده چون دیده اگر اصل حدیث را نقل کند، بطلان سخن وی آشکار می‌شود؛ لذا برداشت نادرست خود را به روایت نسبت داده تا بگوید، در روایات مربوط به غیبت تضاد و تنافی وجود دارد.
ثانیاً: نظیر این تردید، در منابع اهلسنت هم وجود دارد؛ برای مثال احمد حنبل در مسند خود دربارۀ مدت حکومت حضرت مهدی (عج) از پیامبر (ص) چنین نقل می‌کند:
از میان امت من مهدی خواهد بود، عمر وی یا طولانی یا کوتاه باشد؛ هفت سال یا هشت سال یا نه سال خواهد بود.[100] [101]

[91]. مجلسی در بحار الانوار پس از نقل این حدیث احتمال های مختلفی دربارۀ آن مطرح کرده است: 1- ذکر شش روز یا شش روز و شش ماه وشش سال باید با توجه به کلمه ای که در ذیل حدیث است و در آن اشاره شده است که در موضوع حضرت مهدی (عج) بدا وجود دارد، فهمیده شود؛ به این ترتیب که هر تاریخی ممکن است تقدیر شود و سپس نسخ گردد. 2. مراد از عدد شش واحدهایی است که با آن دوران غیبت باید سنجیده شود نه تعیین زمان مشخص؛ (مثلا از شش سال، شش مرحله یا شش دورۀ زمانی اراده شده باشد.) 3. مجموع غیبت و حیرت این مدت خواهد بود؛ بنابراین ممکن است این زمان ها مربوط به حیرت باشد. نه غیبت ر.ک:  بحارالأنوار، ج 51، ص 119.
[92]. قمر، آیه 1.
[93]. نحل، آیه 1.
[94]. صحیح بخاری، ج6، ص177.
[95]. صحيح مسلم، ج 14، ص 195.
[96] انبیاء، 1
[97]. ثعالبی، 1418، ج 4، ص 79.
[98]. ر.ک: نصر الله آیتی، مقاله نقد و بررسی شبهات ناصر القفاری دربارۀ مهدویت، منتشر شده در محیط اینترنت.
[99]. «عبد‌الله بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عبد‌الله علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي الْقَائِمِ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ علیه السلام فَقُلْتُ وَ مَا سُنَّةُ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ قَالَ خَفَاءُ مَوْلِدِهِ وَ غَيْبَتُهُ عَنْ قَوْمِهِ فَقُلْتُ وَ كَمْ غَابَ مُوسَی عَنْ أَهْلِهِ وَ قَوْمِهِ قَالَ ثَمَانِيَ وَ عِشْرِينَ سَنَة». كمال‏الدين، ج 1، ص 152؛  اثبات الهداة، ج ‏5، ص 74-88.
[100]. ر.ک: مسند أحمد، ج 3، ص 27.
[101]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 97.