فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
نائبان حضرت مهدی علیه السلام
شبهه 64
نامه‏هایی مبنی بر لعن نایبان بیست‏گانه، به جز آن چهار نفر، آمده است که تمامی آنها به اسم نایبان چهارگانه بوده است. پس نامه‏هایی را می‏آوردند که در آن نوشته بود: محمد بن علی بن بلال ملعون است، شلمغانی ملعون است، عبرتائی ملعون است و تمام کسانی را که با آنها مخالفت می‏کردند، لعنت می‏کردند. بنابراین بیست نفری که ادعای نیابت کرده بودند، لعن شدند. پس چهار نفر باقی‌مانده بعد از این چگونه تصدیق می‏شوند!؟

نامههایی مبنی بر لعن نایبان بیستگانه، به جز آن چهار نفر، آمده است که تمامی آنها به اسم نایبان چهارگانه بوده است. پس نامههایی را میآوردند که در آن نوشته بود: محمد بن علی بن بلال ملعون است، شلمغانی ملعون است، عبرتائی ملعون است و تمام کسانی را که با آنها مخالفت میکردند، لعنت میکردند. بنابراین بیست نفری که ادعای نیابت کرده بودند، لعن شدند (نگا: محمد صدر، تاريخ الغيبة الصغری، ص 497-538 ). پس چهار نفر باقی‌مانده بعد از این چگونه تصدیق میشوند!؟ [ر.ک: همان، ص 86]

پاسخ

لعن تنها شش منحرف

نیابت نایبان چهارگانه با ادله قطعی از جمله تعیین امام در زمان حضورشان چون امام حسن عسکری علیهالسلام که نیابت عثمان و فرزندش محمد را تایید کرده بود وصیت نایب دوم به نایب سوم و نایب سوم به چهارم و ظهور نشانه‌ها و کرامات قطعی به دست ایشان روشن بود، اما کسانی که در مقابل ایشان ایستادند، از نظر عقیده و عمل انحرافاتی داشتند. و لذا به هیچ وجه لیاقت نیابت حضرت مهدی (عج) را نداشتند و آمدن توقیع در مورد لعن ایشان، به این جهت بود که آنها ارتباط قبلی خود با دوستان اهلبیت (ع ه) را وسیله ای برای فریب مردم قرار ندهند. اما اینکه نایبان لعن شده را بیست نفر قلمداد کرده، دروغی بیش نیست؛ چون مدعیان دروغین نیابت حد‌اکثر ده نفر بودند و آنها عبارتند از:
-         أبو محمد الشريعي
-         أحمد بن هلال الكرخي
-         محمد بن نصير النميري
-         أحمد بن هلال الكرخي
-         أبو طاهر محمد بن علي بن بلال البلالي
-         أبو بكر محمد بن أحمد بن عثمان معروف به بغدادي،
-         اسحاق الأحمر
-         باقطاني
-         محمد بن علي الشلمغاني العزاقري
-         محمد بن المظفر أبو دلف، الكاتب
و از این تعداد تنها دربارۀ شش نفر توقیع لعن صادر شده یا از ایشان تبری جسته‌اند؛ یعنی، نایبان چهارگانه، لعنِ حضرت مهدی (عج) دربارۀ ایشان را به مردم رساندند یا خودشان در برابر آنها موضع گیری نمودند. اینان عبارتند از:
-         محمد بن نصير النميري
-         أحمد بن هلال الكرخي
-         أبو طاهر محمد بن علي بن بلال البلالی
-         أبو بكر محمد بن أحمد بن عثمان المعروف به بغدادی
-         محمد بن علي الشلمغاني العزاقری
و برخی منصور حلاج را نیز از مدعیان سفارت شمرده‌اند که دربارۀ او لعن صادر شده است. اما لعن دربارۀ شریعی توسط امام حسن عسکری (ع) صادر شده است؛ ولی بقیه افراد، توقیعی دربارۀ ایشان صادر نشده و چون خود شیعیان، باطل بودن ادعای آنها را فهمیده بودند و نیازی به صدور توقیع نبود.[182]
پس فریب کاری عثمان الخمیس در اینجا این است که اولاً: تعداد مدعیان دروغین لعن شده را که حداکثر شش تن بودند، بیست تن ذکر  کرده است.
ثانیاً: اشاره نمی‌کند که افراد لعن شده فاسد و فاسق بودند و مقایسه آنها با نایبان اربعه - که در پاکی و طهارت و وثاقت زبانزد عام و خاص بودند - مقایسه بیهوده و مشوه ساختن حقایق است.
آیا می‌توان «نصیری نمیری» را که قائل به حلول خدا در مخلوقات بوده و لواط را جایز می‌شمرده و «شلمغانی» را که از نظر عقیده و عمل فردی فاسدی بوده، با نواب اربعه - که در پاکی و تقوا نمونه بودند و هیچ نقطۀ ضعفی از آنها در تاریخ ثبت نشده است - مقایسه کرد؟ آیا این بی انصافی و فریب کاری آشکار نیست؟  [183]

[182]. طوسي، الغيبة، ص 397.
[183]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 199.