فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
نائبان حضرت مهدی علیه السلام
شبهه 63
مشکلات و اختلاف‌هایی که میان ابواب صورت گرفت، به علت مالي و مادی بود. محمد بن علی بن بلال وکیل عثمان عمری بود، سپس باب بودن محمد پسرش را انکار کرد و از اموالی که نزد او بود تأثیر گرفت تا جایی که او را لعن کرد و از او تبّری جست (طوسی، الغیبة، 397-414). پس این مرد چگونه روزگاری نزد مهدی مورد اعتماد بوده است؟ مهدی‏ای که طبق اعتقاد آنها غیب می‏دانست. بدون شک آنها برای جمع‎آوری اموال به اسم امام مهدی این کار را انجام می‏دادند و همچنان که گفته می‏شود: هر کدام آتش را به طرف خود می‏کشیدند!

مشکلات و اختلاف‌هایی که میان ابواب صورت گرفت، به علت مالي و مادی بود. محمد بن علی بن بلال وکیل عثمان عمری بود، سپس باب بودن محمد پسرش را انکار کرد و از اموالی که نزد او بود تأثیر گرفت تا جایی که او را لعن کرد و از او تبّری جست (طوسی، الغیبة، 397-414). پس این مرد چگونه روزگاری نزد مهدی مورد اعتماد بوده است؟ مهدیای که طبق اعتقاد آنها غیب میدانست. بدون شک آنها برای جمعآوری اموال به اسم امام مهدی این کار را انجام میدادند و همچنان که گفته میشود: هر کدام آتش را به طرف خود میکشیدند! [ر.ک: همان، ص 86-85]

پاسخ:

امکان انحراف نزدیکان پیامبران و امامان

اینکه کسی مدتی از نزدیکان پیامبر و امام باشد، باعث نمی‌شود که به امتحان‌های سخت گرفتار نشود و یا در امتحان‌ها پای او نلغزد. در قرآن کریم شاهد های روشنی از کسانی وجود دارد که پس از رسیدن به مقام معنوی باز هم از راه راست منحرف شده‌اند؛ مثلاً قرآن می‌فرماید:
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوين؛ [177] و خبر آن كسى را [بلعم باعورا] براى آنان بخوان كه [دانش] آيات خويش را بدو دادیم؛ اما او از آنها كناره گرفت و شيطان در پى او افتاد و از گمراهان شد.
این موضوع، یعنی زیر پا گذاشتن عهد خود با خدا و پیامبر، در اثر محبت مال و منال، در میان اصحاب پیامبر اکرم هم اتفاق افتاده است؛ قرآن می‌فرماید:
وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحينَ  فَلَمَّا ءَاتَئهُم مِّن فَضْلِهِ بخلُواْ بِهِ وَ تَوَلَّواْ وَّ هُم مُّعْرِضُون؛[178] برخی از آنها با خدا پيمان بسته بودند كه: اگر خداوند ما را از فضل خود روزى دهد، قطعاً صدقه خواهيم داد و از صالحان [و شاكران] خواهيم بود! امّا هنگامى كه خدا از فضل خود به آنها بخشيد، بخل ورزيدند و سرپيچى كردند و روى برتافتند!
یا در مورد برخی کاتبان وحی که بعدا مرتد شدند، چنین می‌فرماید:
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ في غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْديهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُون؛[179]
و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ مىبندد يا مىگويد: به من وحى شده، در حالى كه چيزى به او وحى نشده باشد، و آن كس كه مىگويد: به زودى نظير آنچه را خدا نازل كرده است، نازل مىكنم؟ و كاش ستم كاران را در گرداب هاى مرگ مىديدى كه فرشتگان [به سوى آنان] دست هایشان را گشودهاند [و نهيب مىزنند:] جان هايتان را بيرون دهيد امروز به [سزای] آنچه به‌ناحق بر خدا دروغ مىبستيد و در برابر آيات او تكبر مىكرديد، به عذاب خواركننده كيفر مىيابيد.
طبری در تفسیر خود می‌نویسد: «و آن كس كه مىگويد: به زودى نظير آنچه را خدا نازل كرده است نازل مىكنم»، دربارۀ عبد‌الله بن سعد بن ابی سرح نازل شده که برای پیامبر کتابت می‌کرد.[180]
قرطبی می‌گوید:
مراد از این آیه، عبدالله بن سرح است، او برای پیامبر وحی می‌نوشت و سپس مرتد شد و به مشرکان ملحق گردید.[181] 
پس همین سؤال در مورد پیامبر اکرم هم مطرح است که چگونه شخصی را که بعداً مرتد گردید به عنوان امین در کتابت وحی انتخاب کرد؟ پاسخ در هر دو مورد یکی است و آن اینکه: پیامبراکرم و امام معصوم، مأمور به عمل بر طبق ظاهر هستند؛ نه علم باطن و غیب. 
بنابراین از اصحاب و یاران امامان اهلبیت (ع ه) هم کسانی بودند که ابتدا استقامت داشتند، ولی بعداً که اموال بیت‌المال یا مال امام به دست آنها افتاد، در برابر امتحان الهی شکست خوردند و برای رسیدن به اموال دنیایی، به انکار نایبان بر حق امام مهدی (عج) پرداختند.
علم غیب داشتن امامان، به این معنا نیست که در رفتار و تعامل  با مردم موظف باشند طبق علم غیب خود رفتار کنند؛ بلکه آنان به ظاهر رفتار می‌کردند تا بتوانند برای دیگران الگو باشند. [182]

[177]. اعراف، آیه 175.
[178]. توبه، آیه 76 – 75.
[179]. انعام، آیه 93.
[180]. جامع البیان، ج 7، ص 181.
[181]. الجامع لاحکام القرآن، ج 7، ص 39.
[182]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 196.