فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
نائبان حضرت مهدی علیه السلام
شبهه 58
محمد بن علی شلمغانی وکیل نایب سوم حسین بن روح بود که از او جدا شد و خودش ادعای نیابت کرد

محمد بن علی شلمغانی وکیل نایب سوم حسین بن روح بود که از او جدا شد و خودش ادعای نیابت کرد (طوسی، الغيبة، 391-392؛ بحارالانوار، 51/359). [ر.ک: همان، ص 82]

پاسخ:

انحراف شلمغانی

محمد شلمغانی دانش اندوخته و در ابتدای امر، انسانی درست بود؛ ولی بعدا منحرف گردیده و ادعاهای باطلی نمود؛ نظیر حلول خداوند در مخلوقات! بنابراین از طرف نایب امام و مؤمنان طرد شد.
از جملۀ انحرافات وی این بوده که ادعا می‌کرد: حق (خدا) یکی است؛ ولی پیراهن های او عوض می‌شود؛ گاهی سفید، گاهی قرمز و گاهی زرد می‌پوشد. نشانه انحراف وی این است که حاکم وقت او را به جرم همین نوع انحرافات عقیدتی به دار آویخت. [163]
به اعتقاد شلمغانی، در طول تاریخ، خداوند در شکل انسان‌ها حلول می‌کند: اول در جسم آدم و بعد در جسم پیامبر (ص) و بعد در جسم ائمه (ع ه) و بعد در جسم شلمغانی حلول کرده و بعد هم خداوند ابلیس را خلق کرد که او هم در انسان‌هایی شرور حلول می‌کند! 
اما اینکه انسان ممکن است در ابتدا فردی صالح باشد و سپس منحرف گردد؛ مطلبی مسلم است که هم قرآن و هم احادیث متواتر آن را اثبات می‌کند. قرآن می‌فرماید:
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوين؛[164] و خبر آن را (بلعم باعورا) براى آنان بخوان كه [دانش] آيات خويش را بدو دادیم، اما او از آنها كناره گرفت و شيطان در پى او افتاد و از گمراهان شد.
حدیث حوض نیز - که بخاری و دیگران آن را فراوان نقل نموده‌اند و در آن به انحراف عده‌ای از اصحاب پیامبر پس از رحلت وی تصریح شده است - این مطلب را به وضوح اثبات می‌کند. ما دو نمونه از این احادیث را از صحیح بخاری نقل می‌کنیم. بخاري از ابوهريره نقل می‌کند كه پيامبر اكرم (ص) فرمود: 
من، فرداي قيامت در كنار حوض مي‌آيم و تعدادي از صحابه می‌خواهند نزد من بيايند؛ ولي آنها را از طرف حوض بر مي‌گردانند به سوي ديگر. می‌گویم: اينها را كجا مي بريد؟ مي‌گويند: به خدا قسم! اينها را به سمت آتش جهنم مي‌‌بريم. عرض مي‌كنم: مگر اينها چه كار کرده‌اند؟ خطاب می‌آید: درست است كه اصحاب تو هستند؛ ولي بعد از تو مرتد شدند و بدعت‌ها گذاشتند و به دوران جاهليت برگشتند. سپس گروه ديگري را اين‌گونه به سمت آتش مي‌برند و ...، و از اينها هيچ‌كس از آتش نجات پيدا نمی‌کند؛ مگر به اندازه هَمَل نعم.» (چهار پايانی كه به علت پیری یا جهت دیگر از طرف صاحبانشان در بیابان رها شدند اين نشان قِلَّتْ و كمي تعداد آنهاست).[165]
باز در روایت دیگری در بخاری آمده است:
پیامبر فرمود: من پيشاپيش شما در حوض هستم و بخشي از شما را جدا مي‌كنند و مي گويم: خدايا! اينها صحابه من هستند! جواب می‌آید: تو نمي داني كه اينها بعد از تو، چه بدعت‌هايي گذاشتند! آنها را به طرف جهنم مي برند. [166][167]

[162]. طوسی، الغیبة، ص 357.
[163]. در احتجاج آمده است که: «صفوانى مي‌گفت: از ابو على بن همام شنيدم كه مي‌گفت: از محمد بن على عزاقرى شلمغانى شنيدم كه مي‌گفت: حق يكى است و پيراهن‌هاى آن گوناگون است. روزى حق در لباس سفيد و روزى در لباس سرخ و روز ديگر در لباس سياه است. ابن همام مي‌‌گفت: اين نخستين كلام زشتى بود كه از شلمغانى شنيده شد، چرا كه اين گفته اهل «حلول» است. و هم جماعتى از علما از هارون بن موسى تلعكبرى و او از ابن همام نقل كرده كه گفت: محمد بن على شلمغانى باب و طريق (راهى) نبود كه مردم به‌وسيله آن به ابو القاسم حسين بن روح راه يابند و حسين بن روح هم او را به اين سمت ها منصوب نداشته بود، و بين او و مردم هم واسطه نبود. هر كس اين عقيده را داشته باشد، اشتباه كرده است! او فقط عالمی از علمای ما بود كه فكرش آشفته شد و چيزهاى ناهنجارى از او سر زد و كفر و الحادش منتشر گشت. سپس به‌وسيله حسين بن روح توقيعی مبنى بر لعن و دورى از وى و پيروان او صادر شد ... وی ابتدا دارای روش درست بود؛ سپس دگرگون شد و از او سخنان منکر صادر گردید تا اینکه سلطان او را گرفت و کشت و در بغداد به دار آویخت. نگاه کنید به الاحتجاج، ج 2، ص 475 و الغيبة، طوسي، ص 408.
[164]. اعراف، آیه 175.
[165]. صحيح بخاري، ج7، ص208، ح6587، (كتاب الرقاق).
[166]. همان، ج7، ص206.
[167]امام مهدي حقيقتي تابناک، مرتضی ترابي، ص 184.