فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
دانشنامه کلام اسلامی
انجيل
انجيل

كتاب دينى مسيحيان انجيل ناميده مى شود. واژه انجيل در لغت مغرب واژه يونانى ( enangelion  ) به معناى مژده و بشارت است. (قاموس كتاب مقدس ، 111).
در قرآن كريم و احاديث اسلامى ، انجيل نام كتاب حضرت مسيح است كه از جانب خداوند به او وحى شده است اما در كتاب هاى تاريخ اديان و به ويژه نزد مسيحيان، كتاب هايى كه در سده هاى نخستين مسيحيت براى ثبت اقوال و اعمال نگارش يافتند، انجيل ناميده مى شود. نويسندگان انجيل ها در نگارش شرح زندگانى حضرت عيسى مسيح از مطالبى استفاده كرده اند كه از طريق شاگردان او و شاهدان عينى وقايع در دسترس آنها قرار گرفته بود. (لوقا ،1ـ4).
انجيل از ديدگاه مسيحيت
مسيحيان عقيده ندارند كه عيسى كتابوبه نام انجيل آورد (كلام مسيحى  ،ص49ـ 50) آنان معتقدند ، بعد از عروج عيسى (عليه السلام) پيروان وى ، اقوال ، اعمال و حوادثى كه براى آن حضرت اتفاق افتاده بود را به صورت روايت هايى شفاهى ، نقل مى كردند و يك سنت شفاهى در بين آنها ، رايج بود. (تكوين الاناجيل ، ص24 و كلام مسيحى ، ص43) تنها در نيمه دوم قرن اول ميلادى بود كه فكر كتابت اين سنت شفاهى در ميان پيروان مسيحيت ، قوت گرفت و عده اى به نوشتن اقوال و اعمال عيسى (عليه السلام)  ، كه در آن زمان ، رايج بود و از سوى حواريان و شاگردان آنها نقل مى شد ، پرداختند. (تكوين الاناجيل ، ص30) و اين نوشته ها را «انجيل» ناميدند.
نوشته شدن اين انجيل ها زمانى شروع شد كه مسيحيت توسط پُولس (  polus ) كه سال ها بعد از حضرت عيسى به اين دين ايمان آورد (تاريخ جامع اديان ، ص614) در مناطق مختلفى از اروپا و آسياى صغير پراكنده شده بود و عده زيادى از غير يهوديان ساكن در مناطق نامبرده بدون اين كه شريعت موسى (عليه السلام) كه مورد تأييد عيسى (عليه السلام)( لوقا  ،16و 17) و حواريان ساكن در فلسطين بود را قبول كنند به آيين مسيحيت گرويده بودند و كليساهاى متعددى در انطاكيه ، ايكونيوم ، ليسترا ، پرگا ، كورنت و... تشكيل شده بود (تاريخ جامع اديان ، ص613ـ 616) به همين دليل هنگامى كه نهضت كتابتِ سنت شفاهى مسيحيت ، آغاز شد ، هر كس ، به تشخيص خود و سبك خاصى كه داشت به تدوين اعمال ، اقوال و حوادث مربوط به حضرت عيسى (عليه السلام پرداخت. (لوقا ،باب اول1ـ4 و تكوين الاناجيل ، ص24) و بدين ترتيب نوشته هاى متعددى به نام «انجيل» ، به وجود آمد. (كلام مسيحى ، ص51ـ 52 دين مسيح ، ص47 و تكوين الاناجيل  ، ص30) كه با محيط هاى مختلف ، قابل انطباق بوده و نيازهاى كليساها را رفع مى كردند. (مقايسه اى ميان تورات ، انجيل ، قرآن و علم ، ص85). تعدد متون فوق ، باعث شد تا كليسا معين كند كه كدام يك از نوشته هاى مسيحى را معتبر و معيار مى داند و البته اين كار آسانى نبود ; زيرا همه ، نوشته هاى خود را اصيل و معتبر مى دانستند. افزون بر انجيل هاى چهارگانه ، كتاب «اعمال رسولان» ، نامه هاى رسولان و هم چنين كتاب «مكاشفه» كه امروزه عهد جديد را تشكيل مى دهند ، متن هاى ديگرى نيز تداول عام داشتند. انجيل توما ، انجيل حقيقت ،انجيل دوم متى ، اعمال پطرس ، اعمال يوحنا (دين مسيح ، ص47و 48 تكوين الاناجيل ، ص30) و هم چنين انجيل برنابا ، انجيل ناصريان ، انجيل عبرانيان ،انجيل مصريان و... از جمله اين انجيل ها بودند. (مقايسه اى ميان تورات ، انجيل ، قرآن و علم ، ص110و 111).
با اين حال در اواسط قرن دوم ميلادى «مارسيون» مقامات كليسا را سخت تحت فشار قرار داد كه موضع خود را تعيين كنند. وى ، مخالف سرسخت يهوديان بود و در آن موقع تمام عهد عتيق و آن چه از نوشته هاى پس از عيسى (عليه السلام) كه خيلى مرتبط با عهد عتيق بود يا از اخبار و احاديث يهودى ، نشئت مى گرفت را طرد مى كرد. مارسيون ، فقط انجيل لوقا و نوشته هاى پولس را معتبر مى دانست ; زيرا فكر مى كرد كه لوقا سخن گوى پولس بوده است. (مسيحيت و بدعتها ، ص49) كليسا در واكنش به رفتار مارسيون ، وى را كافر اعلام كرد و رساله هاى پولس را كنار گذاشت ; اما بار ديگر انجيل هاى متى ، مرقس ، لوقا و يوحنّا را معتبر شناخته و چند اثر ديگر مانند «اعمال رسولان» را بر آنها افزود ; با اين همه در قرن هاى نخستين ميلادى ، فهرست كتاب هاى عهد جديد ، نهايى نشد و ليست رسمى اين كتاب ها با زمان تغيير مى كرد و كم و زياد مى شد. به عنوان مثال ، نوشته هايى كه بعداً غير معتبر ، شناخته شدند ، در مجموعه قبلى درج شده بود و حال آن كه نوشته هاى ديگرى كه در عهد جديد كنونى ، قرار گرفته اند ، در آن زمان ، حذف شده بودند. شك و ترديد در اين موضوع تا مجمع روحانى «هيپون» در سال (393ميلادى) و مجمع روحانى «كارتاژ» در سال (397ميلادى) طول كشيد. (مقايسه اى ميان تورات ، انجيل ، قرآن و علم ، ص111و 112 ; دين مسيح ، ص47و 48 و عيسى اسطوره يا تاريخ ، ص30ـ 31) و در مجمع اخير بود كه حذف هاى نهايى به عمل آمد و بيش از صد انجيل از بين برده شد و تنها چهار انجيل نگهدارى شد تا در ليست نوشته هاى عهد جديد كه «كانن» ناميده مى شود ، وارد شوند (دين مسيح ، ص48) بدين ترتيب در اوايل قرن پنجم ميلادى تنها چهار انجيل توانستند به عنوان انجيل هاى رسمى جايگاه ثابتى را در عهد جديد ، پيدا كنند. (تاريخ تفكر مسيحى ، ص5).
1. انجل مَرْقس: اين ا نجيل در حوالى سال 70 ميلادى توسط شخصى به نام «مَرْقُس» (  Marcus  ) ، تأليف شده است (تاريخ جامع اديان ، ص576 ، تكوين الاناجيل  ،ص31).
مرقس جنبه هاى بشرى عيسى را به گونه اى برجسته ، نشان مى دهد و بدين وسيله بر انسان بودن او تأكيد مىورزد. انجيل مرقس مژده عيسى را به شكل اساسى و نزديك به صورت ابتدايى آن مى آورد و اصول آن چنين است: از گناه دور شويد و به درگاه الهى توبه كنيد ; زندگى خود را با شريعت خدا هماهنگ سازيد و ملكوت همين است (كلام مسيحى ، ص46) رنج هاى عيسى (عليه السلام جايگاه بسيار مهمى در اين انجيل به خود اختصاص داده است.
2. انجيل متى: اين انجيل توسط شخصى به نام «مَتّى» (  Matthew ) نوشته شده است. عده اى معتقدند كه متّاى حوارى در اواخر سده اول ميلادى مجموعه اى از سخنان عيسى (عليه السلام كه احتمال دارد خودش گردآورى كرده و به زبان آرامى نوشته بود را منبع اطلاعات خويش قرار داده و سپس آن را با انجيل مَرْقُس درهم آميخته و انجيلى ديگر خطاب به يهوديان و براى ردِّ انتقادهاى آنان نگاشت (قاموس كتاب مقدس ، ص112). برخى زمان تأليف اين انجيل را سال (80و 90م) و مكان تأليف آن را سوريه و فلسطين مى دانند. اين كتاب ، چون براى يهوديان نوشته شده از شواهد عهد عتيق ، بسيار استفاده كرده است (تكوين الاناجيل ، ص31).
اين انجيل ، عيسى (عليه السلام) را به عنوان متمم دين يهود ، معلم اعظم ، موساى جديد و صاحب شريعت عهد جديد ، معرفى مى كند. شيوه ادبى نويسنده اين انجيل بر گردآورى گفتارها و كارهاى عيسى بر اساس ترتيب اهميت موضوعى ، استوار است و نه ترتيب تاريخى آنها (كلام مسيحى ، ص44).
3. انجيل لُوقا: اين انجيل در سال هاى (80 و 90ميلادى) توسط شخصى به نام «لوقا» (  Luke ) در انطاكيه و خطاب به مشركين تأليف شده است. (تاريخ تمدن ، ج3 ، ص655 ، تكوين الأناجيل ، ص31) لُوقا را به عنوان يار غير يهودى الاصل پولس رسول معرفى مى كنند ، پس وى يكى از دوازده شاگرد عيسى (عليه السلام نبوده است. وى ، با آن كه بسيار به انجيل مَرْقُس تكيه مى كند ، در نوشته خود برخى از انديشه هاى كلامى را وارد كرده كه در دو انجيل قبل وجود ندارد. يعنى حوادث زندگى عيسى (عليه السلام) و تعاليم وى در اين انجيل در پرتو مرگ و رستاخيز وى تفسير مى شود (كلام مسيحى ، ص46). مهم ترين انديشه هاى انجيل لوقا را مى توان چنين خلاصه كرد: عموميت رسالت عيسى و اين كه وى نه تنها به سوى يهود ، بلكه به سوى همه امت ها فرستاده شده است. عيسى دوست گناه كاران و غم خوار رنج ديدگان... و مرد دعاست. (همان ، ص47).
4. انجيل يُوحنّا: اين انجيل در بين سال هاى (95تا 100م) توسط شخصى به نام «يُوحنّا» (  yuhanna ) و در آسياى صغير ، تأليف شده است. (تكوين الاناجيل ، ص31) يك دقت كامل در انجيل مذكور روشن مى كند كه خوانندگان انجيل يوحنا از وقايعى كه در انجيل هاى سه گانه (همنوا) ، نقل شده ، اطلاع داشته اند. از اين جهت معلوم است كه انجيل يُوحنّا قدرى عقب تر از انجيل هاى ديگر ، نوشته شده است. (قاموس كتاب مقدس ، ص112) اين انجيل مدعى شرح حال نويسى حضرت عيسى (عليه السلام) نيست و مسيح را از لحاظ خداشناسى به عنوان «لوگوس» (كلمه) خداوند ، آفريدگار جهان و رهاننده بشر ، معرفى مى كند و با انجيل هاى همنوا در بسيارى از جزئيات و هم چنين در توصيف كلى مسيح مغايرت دارد. (تاريخ تمدن ، ج3 ، ص655) از ديدگاه انجيل يوحنا ، حوادث زندگى عيسى مسيح از تأثير زندگى و كارهايش بر جامعه مسيحى حكايت مى كند... انجيل يوحنا مى گويد: عيسى نور ، حقيقت ، حيات و كسى است كه راه رسيدن به خدا را به ما نشان مى دهد. (كلام مسيحى ، ص49) همه اين تعاليم در سخنان طولانى عيسى (عليه السلام) در شام آخرى كه با شاگردان صرف كرد ، يافت مى شود. (انجيل يوحنا13/17).
با آن كه انجيل هاى مَرْقس ، متى و لوقا به دليل ساختار و نحوه نقل كارها و سخنان عيسى (عليه السلام)  ، «اناجيل همنوا و نظير» ، ناميده مى شوند. (كلام مسيحى ، ص42) و اصل همه آنها به زبان يونانى نوشته شده است. (تاريخ تمدن ، ج3 ، ص654) با اين همه ميان يك انجيل با انجيل ديگر تناقض هاى فراوان ، وجود دارد و در آنها اطلاعات تاريخى مبهم ، شباهت با افسانه هاى خدايان مشركان ، حوادث ساختگى براى اثبات تحقق يافتن پيش گويى هاى عهد قديم و... موجود است (همان ، ص655).
5. انجيل بِرنابا: نام اصلى نويسنده اين انجيل «يوسف» مى باشد. وى از پدر و مادرى يهودى در جزيره قبرس به دنيا آمد. نژاد او به سبط لاوى از اسباط خاندان اسرائيل مى رسد و لقب «برنابا» (  Barnaba ) كه مركب از «بر» و «نابا» يعنى فرزند «اندرز» يا فرزند« تسليت» ، مى باشد ،توسط حواريان عيسى (عليه السلام به وى عطا شده است. (سير تاريخى انجيل برنابا  ، ص9ـ 11) نسخه اصلى انجيل بِرنابا كه به زبان ايتاليايى در 222 فصل كوچك و بزرگ و 225 صفحه ضخيم در كتاب خانه  دربار وين ، نگهدارى مى شود براى اولين بار توسط راهب ايتاليايى «فِرامارينو» در اواخر قرن شانزدهم ميلادى از كتاب خانه پاپ بيرون آورده شد و در معرض استفاده همگان قرار گرفت (سير تاريخى انجيل برنابا ، ص7و9 و الرحلة المدرسية ، ج1 ، ص212 ـ214) يكى از اهداف اصلى برنابا در نوشتن انجيل به گونه اى كه خودش در اوّل كتاب گفته است ، برافروختن چراغ توحيد ، مى باشد و عيسى (عليه السلام) نيز مانند پيامبران ديگر ، همان را ترويج مى كرده است. جالب است كه برنابا مى نويسد: «چون آدم و حوا از بهشت بيرون شدند ، مشاهده كردند كه بالاى دروازه بهشت نوشته اند:«لااله إلاّ اللّه محمّد رسول اللّه» (انجيل برنابا41 ، 33) در اين انجيل بارها به نماز خواندن مسيح ، اشاره شده است (همان ، باب 119). برنابا ، اظهار مى دارد كه عيسى (عليه السلام) چندين بار مردم را جمع كرد و به آنان فرمود كه او را پسر خدا نخوانند و حتى نيروى اعجاز خود را به ديگران داده كه مردم از اين خيال زشت ، برگردند. (انجيل برنابا باب 126) وى ، به صليب كشيده شدن عيسى (عليه السلام را انكار مى كند (همان ، باب 215) در اين انجيل بيش از ده مرتبه نام پيامبر اسلام به لفظ «محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) » آمده است (همان ،97 ، 19).
هر چند دانشمندان مسلمان، انجيل برنابا را انجيل نازل شده بر حضرت عيسى نمى دانند ; ولى از ديدگاه آنان اين انجيل بيشتر از ساير انجيل ها با واقعيت هاى تاريخى ، تطابق دارد. البته برخى از دانشمندان مسيحى به دليل اين كه «فرامارينو» معرفى كننده «انجيل برنابا» به عالم مسيحيت ، بعد از خواندن اين انجيل مسلمان شد ، ارزش تاريخى اين انجيل را زير سؤال برده اند و آن را جعل شده از سوى وى ، معرفى كرده اند. (كلام مسيحى ، ص53) ولى دليلى بر گفتار خود ارائه نداده اند.
انجيل در منابع اسلامى: قرآن كريم كه نخستين منبع معارف اسلامى است عيسى (عليه السلام) را يكى از پيامبران الهى مى شمارد (نساء:171 ، مريم:30 و مائده:17) «انجيل» به عنوان كتاب آسمانى بر آن حضرت نازل شده است. (مائده:46 ، حديد:27) كلمه انجيل دوازده بار در قرآن ، تكرار شده ، ولى هيچ گاه به صورت جمع (اناجيل) ، وارد نشده است و اين يكى از ادلّه اى است كه نشان مى دهد ، انجيل مورد نظر قرآن غير از انجيل هايى است كه مسيحيان آن ها را از جمله كتاب هاى مقدس خود مى دانند. از ديدگاه قرآن ، انجيل كتابواست آسمانى كه از سوى خداوند نازل شده و هم چون قرآن و تورات اصلى ، نور ، هدايت و موعظه براى تقوا پيشه گان بود. (مائده:15 ، 44 ، 45 ، 46) ; نه تنها شريعت تورات اصلى را نفى نمى كند ، بلكه آن چه در تورات ذكر شده بود را تصديق و تأييد مى كند (مائده:46) و تنها برخى از احكام آن را نسخ مى كند (آل عمران:50) و به صراحت آمدن پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم را بشارت مى دهد. (اعراف:157
در احاديث ائمه معصوم (عليهم السلام) انجيل به عنوان كتابوكه در ماه رمضان بر عيسى (عليه السلام نازل گرديده معرفى شده است. (كافى ، ج4  ،ص157 ; من لا يحضره الفقيه ، ج4 ، ص193) و بر خلاف قرآن كه آيات آن به صورت تدريجى و در غير الواح و صحف نازل شده و به همين دليل فرقان ناميده مى شود، انجيل يك باره و در ورق نازل شده است (بحارالأنوار ، ج14 ، ص284) از ديدگاه احاديث در كتاب انجيل به مسائلى چون اقامه نماز ، امر به معروف ، نهى از منكر ، تحريم حرام و تحليل حلال ، امر شده و موعظه ها و امثال متعددى آمده است ; با اين همه به حكم قصاص ، حدود وارث ، اشاره اى نشده است. (همان ،ص234) و در عوض به پيروان عيسى (عليه السلام) امر شده كه به شريعت تورات عمل كنند (مائده:46) مگر قسمت هايى كه توسط آن حضرت ، نسخ شده است. (آل عمران:3) اين احكام نسخ شده ،عبارتند از: حرمت كار كردن در روز شنبه ، خوردن پيه حيوانات و پرندگان كه در دين عيسى (عليه السلام) حلال شده اند. (بحارالأنوار ، ج14 ، ص246). بر اساس احاديث اسلامى ، انجيل در اختيار پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم بود و پس از او در اختيار ائمه معصوم (عليهم السلام) قرار گرفت (كافى ، ج1 ، ص224) و به هنگام ظهور امام مهدى (عج) ظاهر خواهد شد. (علل الشرائع ، ج1 ، ص161) با اين كه از ديدگاه احاديث ، انجيلى كه بر عيسى (عليه السلام)  ، نازل شده ، غير از انجيل هاى موجود در عهد جديد و مورد استناد مسيحيان مى باشد (الاحتجاج ، ج2 ، ص412و 413) ; ولى در برخى اوقات ائمه معصوم (عليهم السلام در مناظرات شان با مسيحيان به همين انجيل هاى موجود ، استناد كرده و آنان را محكوم كرده اند. ( همان ،ص411).
دانشمندان اسلامى ضمن تأكيد بر اين كه انجيل اصلى يكى بوده و آن همان است كه از جانب خداوند بر حضرت عيسى (عليه السلام) نازل شده است (الجامع لأحكام القرآن ، ج4 ،ص6 ; الميزان ، ج3 ، ص215) در مورد انجيل هاى موجود دو احتمال داده اند ; احتمال اوّل اين است كه بسيارى از قسمت هاى انجيل اصلى توسط نويسندگان بعدى اناجيل حذف شده و خرافات زيادى بر آن افزوده شده و همين امر سبب شده تا ارزش خود را از دست بدهد (الجامع لاحكام القرآن ، ج4 ، ص6 ; جامع البيان عن تأويل آي القرآن ، ج4 ، ص263) و اوصافى چون نور ، موعظه و هدايت بودن را نداشته باشد. احتمال دوم اين است كه انجيل اصلى به كلّى به فراموشى سپرده شده و به جاى آن كتاب هاى ديگرى توسط پيروان كليسا نوشته شده است (تاريخ يعقوبى ، ج1 ، ص68و 69 ; مروج الذهب ، ج1 ،ص320 ; ملل و نحل ، ج1 ، ص221 ; كشف الظنون ، ج1 ، ص176 ; اظهار الحق ، ج1 ، ص126ـ 139) از ميان دو احتمال بالا ، احتمال دوم به دليل مطابقت با وقايع تاريخى بيشتر مورد قبول واقع شده است (الميزان فى تفسير القرآن ، ج3 ، ص215 ; الهدى إلى دين المصطفى ، ج1 ،ص67ـ71و 267) ، با اين همه ، در استناد اين انجيل ها به حوارى ها و يا شاگردان آن ها ، شك و ترديد ، وجود دارد ; زيرا اوّلاً ، اين اناجيل در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم رسميت يافته اند (دين مسيح ،ص47و 48) و آثار خطى باقى مانده از آنها مربوط به قرن سوم ميلادى است و قبل از اين دوره اثرى از اين انجيل ها به دست ما نرسيده است.
بنابراين مدت دو قرن در معرض اشتباهات استنساخ و تغييرات احتمالى براى وفق دادن متن با نظريات بانيان و اصول خداشناسى فرقه و... بوده است (تاريخ تمدن ، ج3 ، ص654) و نمى توانند سند صحيحى داشته باشند ثانياً: نام بيشتر كتاب هاى يونانى صريحاً به نويسنده آنها اضافه مى شود ; مثلاً مى گويند: ايلياد هومر وجمهورى افلاطون ; اين در حالى است كه براى انجيل ها از اين شيوه استفاده نمى كنند ، بلكه از حرف اضافه (  Kata ) (در زبان يونانى به معناى«به روايت متى يا به روايت لوقا و يا ... معنى مى دهد)» به كار مى برند و گويا بدين شيوه از نسبت دادن اين كتاب ها به نويسندگان سنتى آنها مى پرهيزند (عيسى اسطوره يا تاريخ ، ص19و 20).
ثالثاً: انجيل هاى ديگرى مانند انجيل برنابا وجود دارد كه با انجيل هاى چهارگانه ، تعارض دارند و ترجيح اين انجيل ها بر انجيل هاى غير رسمى هيچ مرجّحى ندارد (المنار ، ج6 ، ص35).

منابع
احتجاج ، طبرسى، احمد بن على، نجف، دارالنعمان للطباعة والنشر ; اظهار الحق  ، رحمة اللّه ابن خليل الرحمن هندى ، دار الطباعة العامرة ; بحار الأنوار  ، مجلسى ، محمد باقر ، مؤسسة الوفاء ، لبنان ، چاپ 1404ق ; تاريخ تفكر مسيحى  ، لين ، تونى ، ترجمه روبرت آمريان ، فرزان ،1380ش ; تاريخ تمدن (قيصر ومسيح)  ، دورانت، ويل، ترجمه جمعى از مترجمان ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، 1366ش ; تاريخ جامع اديان  ، بى ناس، جان، ترجمه على اصغر حكمت ، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، 1370ش ; تاريخ يعقوبى  ، يعقوبى ، احمد بن ابويعقوب ، مؤسسه نشر فرهنگ اهل بيت(عليهم السلام) ، بيتا. تفسير القرآن الكريم الشهير بتفسير المنار  ، رشيد رضا ، محمد ، دار المعرفة لبنان ; تكوين الاناجيل  ، اليسوعى ، اروس. دار المشرق ، 1990م ; جامع البيان عن تأويل آى القرآن  ، طبرى ، محمد بن جرير ، دار الفكر ، بيروت 1415هـ.ق ; الجامع لأحكام القرآن  ، قرطبى ، محمد بن احمد ، مؤسسة التاريخ العربى1405هـ.ق ; دين مسيح  ، ويلسون ، برايان ، ترجمه حسن افشار ، نشر مركز ، 1381ش ; الرحلة المدرسية والمدرسة السيارة فى نهج الهدى  ، بلاغى ، محمد جواد ، دار الزهراء ، 1414هـ.ق ; علل الشرائع  ، صدوق ، محمد ، مكتبة الداورى ، قم ، بيتا ; عيسى اسطوره يا تاريخ  ، رابرتسون. آرچيبالد ، ترجمه حسين توفيقى ، مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب ،1378ش ; قاموس كتاب مقدس  ، هاكس. انتشارات اساطير ، 1377ش ; الكافى  ، كلينى ، محمد ، دار الكتب الاسلامية ، تهران  ، 1365ش ; كشف الظنون ، حاج خليفه، مصطفى بن عبدالله، بيروت، داراحياء التراث العربى ; كلام مسيحى  ، ميشل ، توماس. ترجمه حسين توفيقى ، مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب ، 1377ش ; مروج الذهب  ، مسعودى ، على بن حسين بن على ، مؤسسة الأعلمى للمطبوعات ، 1411ق ; مسيحيت و بدعتها  ، گريدى. جوان اُ. ترجمه عبد الرحيم سليمانى ، مؤسسه فرهنگى طه ، 1377ش ; مقايسه اى ميان تورات ، انجيل ، قرآن و علم  ، بوكاى ، ترجمه ذبيح اللّه دبير ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، 1365ش ; الملل والنحل  ، شهرستانى ، عبدالكريم ، دار المعرفة ، بيروت ، بيتا ; من لا يحضره الفقيه ، شيخ صدوق، محمد بن على، مؤسسه نشر اسلامى ، قم ; الميزان فى تفسير القرآن  ، طباطبايى ، محمد حسين ، دار الكتب الاسلامية ، 1397هـ.ق ; الهدى إلى دين المصطفى  ،البلاغى ، شيخ محمد جواد ، دار الزهراء ، 1405هـ.ق.
رسول رضوى