فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
دانشنامه کلام اسلامی
اماميّه
اماميّه

از فرقه هاى كلامى اسلامى و نام همه يا گروهى از شيعه.
«اماميّه» برگرفته از «امام» كه در لغت به معنى پيشوا و كسى است كه از گفتار او پيروى مى شود و جمع آن «ائمه» است (لسان العرب ; مجمع البحرين ماده امام ) و ياء در آخر آن ياء نسبت است به معنى منسوب به امام ، و چون وصف «فرقه» است مؤنث به كار مى رود ، يعنى فرقه اماميه. و «مقصود گروهى است كه پس از رحلت پيامبر از «امام منصوب از جانب او» پيروى مى كنند». ( اوائل المقالات ، ص 46).
بنابراين هر گروهى كه پس از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) به امام منصوب معتقد است ، مى توان آن را امامى ناميد. در اين صورت واژه اماميه با شيعه مترادف خواهد بود ، زيرا شيعه كسى است كه از امام منصوب به نام على (عليه السلام) پيروى مى كنند و او را بر ديگر صحابه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مقدم مى دارند (مقالات الإسلاميين ، ج1 ، ص 5) ، ولى به مرور زمان ، چنانكه
خواهيم گفت: اماميه صنفى از شيعه شمرده شده است.
اشعرى شيعه را به سه صنف به نام هاى «غاليه» ، «رافضه» ، «زيديه» تقسيم مى كند ، و در نتيجه اماميه را با رافضه يكسان مى گيرد.
او در اين كتاب ، براى غاليه 15فرقه و براى رافضه 24و براى زيديه 6 فرقه بيان نموده است. (مقالات الإسلاميين ، ص 5ـ65 ، با تصحيح هملوت ريتر ، چاپ فرانتز اشيانر ويسبادن آلمان).
ملطى ، رافضه را با اماميه يكى دانسته و براى آن 18 فرقه نام برده است ، كه زيديه نيز از آنان است. (ملطى ، التنبيه والرد ، ص 18).
او در اين استعمال ، اماميه را به معنى عام يعنى معتقد به امام منصوب گرفته و همه را تحت اين عنوان جمع كرده است. محقق كتاب محمد زاهد كوثرى در پاورقى يادآور مى شود كه اماميه همان فرقه اثناعشرى است ، ولى مؤلف هر كسى را كه به امامت معتقد بوده آن را امامى دانسته است. (همو ، ص 18
بغدادى براى روافض چهار فرقه اصلى برشمرده كه عبارتند از زيديه ، كيسانيه، اماميه و غلاة و براى زيديه سه فرقه و براى كيسانيه دو فرقه و براى اماميه پانزده فرقه و براى غلاة شش فرقه ذكر كرده است. (الفرق بين الفرق ، ص 23).
اسفرائينى از غلاة نامى نبرده و روافض را تنها به سه فرقه به نام هاى زيديه ، اماميه و كيسانيه تقسيم نموده و براى اماميه پانزده فرقه ذكر كرده است. (التبصير فى الدين ، ص 27).
شهرستانى براى شيعه پنج فرقه ذكر كرده به نام هاى كيسانيه ، زيديه ، اماميه ،غاليه ، اسماعيليه. (ملل ونحل ، ج1 ، ص 170).
احمد امين اساس تشيع را اعتقاد به اين مى داند كه على (عليه السلام) و فرزندان او از ديگران براى خلافت و امامت شايسته تر هستند و پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم نيز آنها را براى اين مقام برگزيده است. و غير از فرقه زيديه ، ديگر فرق شيعه را تحت عنوان اماميه ناميده ، و مهم ترين آنها را اثناعشريه مى داند ، (ضحى الإسلام ، ج3 ، ص 154).
به گفتار شيخ كوثرى محقق كتاب ملطى ، مناقشه در اصطلاح نيست ، هرگاه مقصود از اماميه ، اعتقاد به امام منصوب باشد ، كليه فرق شيعه ، امامى بوده و همه را مى توان اماميه ناميد ، مگر فرقه هاى غالى كه اصولاً اسلام آنها زير سؤال است ، واگر مقصود اصطلاح رايج در ميان شيعه و غيره باشد ، حق اين است كه اماميه قسمى از شيعه و مرادف با اثنا عشريه و اعتقاد به دوازده امام است ، و لذا شيخ مفيد مى گويد: اماميه امامت را پس از على (عليه السلام) و حسنين (عليهما السلام) در اولاد حسين بن على (عليه السلام) متمركز مى سازند و امامت را تا حضرت رضا (عليه السلام) و سپس تا امام مهدى (عليه السلام) ادامه مى دهند. (اوائل المقالات ، ص 46).
رازى نيز از همين فكر پيروى كرده و مى گويد: اماميه گروهى از شيعه است كه مى گويند: امام پس از رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم على بن ابى طالب ، سپس پسرش حسن ، سپس برادرش حسين ، سپس فرزند حسين ، على بن الحسين ، و سپس فرزند او محمد باقر و سپس فرزند او جعفر صادق ، و سپس فرزند او موسى كاظم و سپس فرزند او على بن موسى الرضا و سپس فرزندش محمد تقى و سپس فرزند او على نقى و سپس فرزند او حسن زكى ، و سپس فرزند او محمد و او همان امام قائم است كه جهان در انتظار اوست. (محصل ، ص 241).
از زمان شيخ صدوق كه نگارش عقايد و ملل و نحل در ميان شيعه رواج بيشترى پيدا كرده اصطلاح اماميه را در مورد فرقه اثناعشرى به كار مى برند.
1. سعد بن عبداللّه اشعرى قمى كه از اصحاب عسكرى به شمار مى رود و در سال 299 درگذشته است. كتابوبه نام «مقالات الإمامية» تأليف نموده است. (معالم العلماء:144).
2. شيخ صدوق (306ـ 381) كتابوبه نام «رسالة فى دين الإمامية» نوشته كه معروف به رساله اعتقادات صدوق است و از اين تاريخ به بعد اماميه در كلمات شيخ مفيد در كتاب «اوائل المقالات» در مورد اثناعشريه به كار مى رود. و همگى حاكى از اين است كه تقسيم بندى اشعرى و غيره دقيق نبود و يا از آن  ، معنى عام، اراده نموده اند.
از آنجا كه هدف ، در اين مدخل تفسير مفهوم اماميه بود ، به همين مقدار بسنده مى شود ، ولى بحث درباره تاريخ پيدايش اماميه كه با تاريخ پيدايش شيعه همراه است ، وتبيين عقايد كلامى آنان ، و نقاط اختلافى اين فرقه با فرق اشعرى و معتزلى ، دارند به مدخل هاى مربوط واگذار مى شود.
تذكر: بسيارى از اين فرقه ها كه اشعرى ، و يا ملطى و ديگران براى «اماميه» برشمرده اند ، يا وجود خارجى نداشته ، و واقعيت آن نوعى فرقه تراشى است ، مانند «زراريه» و «هشاميه» و يا بر فرض صحت ، داشتن عقيده خاص در يك مسأله كلامى ، مايه تعدد فرقه نمى گردد.
آنچه مى تواند محور تقسيم در مفهوم «اماميه» به معنى اعم باشد، اختلاف و دوگانگى در استمرار امامت و مصاديق آنها است ، بنابراين فقط مى توان «زيديه» و «اسماعيليه» و «واقفيه» را از فرق شيعه شمرد.
شايد انگيزه براى تكثير فرق ، تحقق بخشيدن به حديث معروف كه امت اسلامى را به هفتاد و سه فرقه مى رساند. (بحوث فى الملل والنحل ، ج1 ، ص 36ـ 27) بوده است.

منابع
اوائل المقالات  ، مفيد ، محمد بن نعمان ، المؤتمر العالمى للشيخ المفيد ، قم ، 1413ق ; بحوث فى الملل والنحل ، سبحانى، جعفر، قم، مؤسسه امام صادق(عليه السلام) ; التبصير فى الدين  ، اسفرائنى ، ابوالمظفر ، طاهر بن محمد، عالم الكتب ، بيروت ، 1403هـ  ; التنبيه والرد على أهل الأهواء والبدع  ، ملطى ، ابن عبدالرحمن ، مكتبة مدبوس ، القاهرة ، 1992هـ  ; ضحى الاسلام  ، امين ، احمد ، دارالكتب العربى ، بيروت ;الفرق بين الفرق ، بغدادى، عبدالقاهر بن طاهر، بيروت، دارالافاق ; مجمع البحرين ، طريحى، فخرالدين، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ; مقالات الاسلاميين ، اشعرى، على بن اسماعيل، بيروت، داراحياء التراث العربى ; معالم العلماء  ، ابن شهر آشوب ، محمد بن على ، المطبعة الحيدريه ، النجف ، 1380هـ  ; لسان العرب ، ابن منظور ، محمد بن مكرم، بيروت، دارصادر ; الملل والنحل  ، شهرستانى ، عبدالكريم ، بيروت ، بى تا.
على ربانى گلپايگانى